متون جلسات سخنرانی و بحث پیرامون پیشرفت

پنجشنبه, 14 ارديبهشت, 1391

نشست هماهنگی دبیرخانه نخستین کنگره پیشگامان پیشرفت با اعضا و نمایندگان تشکل ها و انجمن های دانشجویی دانشگاه های تهران در تاریخ چهاردهم اردیبهشت ماه 1391

بسم الله الرحمن الرحیم

نشست هماهنگی دبیرخانه نخستین کنگره پیشگامان پیشرفت با اعضا و نمایندگان تشکل ها و انجمن های دانشجویی دانشگاه های تهران در تاریخ چهاردهم اردیبهشت ماه 1391

 

فهرست مطالب:

 

سخنان جناب آقای متقیان (سخنرانی ابتدايي نشست و خير مقدم به حضار)

عرض سلام و ادب دارم خدمت عزیزان، دانشجویان، بزرگان، سروران به ویژه استاد بزرگم جناب آقای دکتر اکبرزاده عضو محترم شورای عالی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت. مقدم ایشان را گرامی می داریم و عرض تسلیت داریم خدمت این بزرگوار. ایشان در فقدان برادر بزرگوارشان به سوگ نشسته اند اما بزرگواری فرمودند دعوت ما را قبول کردند و مراسم بزرگداشت برادر را ترک کرده و در جمع شما دانشجویان حضور پیدا کردند. برای اینکه از فرصت بیشتر استفاده بکنیم مقدمات را می گذارم برای بعد از سخنرانی آقای دکتر اکبرزاده. استفاده می کنیم از محضر استاد ارجمندم جناب آقای هادی اکبرزاده رئیس انجمن فیزیک ایران و عضو شورای عالی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت و همچنین از استادان بزرگوار دانشگاه صنعتی اصفهان هستند که از دانشمندان به نام اصفهان هستند. آقای دکتر در خدمت شما هستیم بفرمایید.

بالای صفحه

سخنان جناب آقاي دكتر اكبرزاده (ایراد سخنرانی در خصوص لزوم طراحي و تدوين الگوی اسلامي ايراني پيشرفت و راهکارهای تحقق الگو)

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن عرض سلام خدمت حضار محترم، اساتید بزرگوار و دانشجویان عزیز. در ابتدا عذر خواهی می‌کنم از اینکه گرفتگی صدا دارم به همین دلیل برای اینکه مزاحمتم زیاد نباشد صحبت‌هایم را کوتاه خواهم کرد. موضوع عرایض بنده راجع به طراحی، تدوین و تبیین و تحقق الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت است. به ویژه با این نگاه که ببینیم دانشجویان عزیز و به طور اخص تشکل‌های علمی می‌توانند چه نقشی را داشته باشند. ابتدا مختصراً راجع به اینکه چرا ما نیاز داریم به فکر تدوین الگو باشیم مطالبی را عرض خواهم کرد و سپس مواردی را در خصوص اینکه تشکلهای دانشجویی چه نقشی را می توانند داشته باشند به استحضارتان خواهم رساند. مستحضر هستید که وقتی می گوییم الگو یعنی مدل، وقتی می‌گوییم الگوی پیشرفت یعنی یک مدلی برای پیشرفت همه جانبه‌ی جامعه بنابراین وقتی صحبت از الگو می شود یعنی اینکه ما بایستی یک بسته ای را طراحی کنیم که در این بسته هم وضع موجودمان به صورت شفاف تبیین بشود و هم اینکه این جامعه در آینده به کجا خواهد رسید، هدف گذاری بشود و هم مسیری که ما را از وضع موجود به وضع مطلوب خواهد رساند. بنابراین الگو علی اصول باید این سه ویژگی را داشته باشد و اینکه چرا ما نیازمندیم به فکر طراحی الگو باشیم دلایل مختلفی دارد ما دو الی سه دلیل آن را خدمت شما عرض می کنیم. یکی اینکه اگر ما الگوی همه جانبه ای برای جامعه‌ي‌مان نداشته باشیم تحولات جامعه افت و خیزی خواهد داشت بالاخره جامعه تحول در آن اجتناب ناپذیر است در عرصه هایی مختلف عرصه ی، سیاست، در عرصه ی اقتصاد در شئون مختلف جامعه ساکت و ساکن نیست در حال تحول است اگر هدفمند نباشد، تحولات حرکتهای زیگزاگی و افت و خیزی خواهد شد. مثل این است که کسی از خانه خارج شود اما نداند کجا می خواهد برود بالاخره در یک کوچه ای است و می رود در یک کوچه ی دیگر. برآیند حرکتش ممکن است رو به جلو نباشد. همینطور که در زندگی شخصی مان در زندگی فردی مان احتیاج داریم الگو گذاری کنیم برای هر کارمان طبیعتاً برای کلان جامعه هم دوراندیشی بشود، برنامه ریزی بشود، آینده نگری بشود این هدف الگو است که به هر حال یک نياز طبیعی است. نکته دیگری که ما نیاز داریم به فکر طراحی الگو باشیم این است که اگر ما الگویی را طراحی نکنیم، الگویی بر ما تحمیل خواهد شد. بالاخره مسئولین مملکت، دولتمردان در عمل نمی توانند بدون الگو مملکت را اداره کنند و اگر ما الگویی را از خودمان نداشته باشیم ناچار می‌روند سراغ الگوهایی که موجود است و به قرض خواهند گرفت و ضرورتاً این الگوها ممکن است الگوهای مناسبی برای پیشرفت جامعه ی خود ما نباشد. بنابراین اگر ما خودمان الگویی را طراحی نکنیم این مشکل را هم خواهیم داشت چون نیاز طبیعی جامعه احتیاج به الگو دارد. به هر حال مسئولین، دولتمردان در عرصه های مختلف می روند سراغ الگوهای موجود و الگوهای موجود نواقصی دارند. اولا: ما به الگوهایی که غربی تلقی می شوند نگاه می کنیم می بینیم خروجي آنها خيلي موفقيت آميز نبوده . مشکلات زیادی در سطح دنیا وجود دارد بحث استثمار است، بحث تجاوز است، ظلم است، جنایت است، حمله ی به کشورها است. اینکه یک اقلیتی به هر حال حاکمیت دارند بر اکثریت. ما می‌گوییم جوامع غربی در جوامع غربی هم اکثریت که حاکمیت ندارند یک اقلیتی هستند که در این خروجی الگوهای موجود در اختیارشان است. بنابراین این الگوها الگوهای موفقی نبودند این یک نکته است و دیگر اینکه با فرض اینکه اینها موفق باشند ضرورتاً منطق با شرایط فرهنگی ما و شرایط خاص اجتماعی ما نیست یعنی ما به هر حال این الگوهایی که بر مبنای امانیسم غربی طراحی شده است، انسان را موجودی تک ساحتی تلقی می کند و بر این مبنا برنامه ریزی می شود. بنابراین در این الگوها معمولا زندگی دنیایی انسان ها هدف است. به هر حال مبنای رفاه، سود، ثروت و لذت اینها برای شاخص هایی است که این الگوها آنها را شاخص های اصلی در نظر گرفته می شود و زندگی را زندگی چهار روزه‌ی دنیا هدف گذاری می کنند و کاری هم به ما بعد آن ندارند. اما ما می دانیم که در جهان بینی اسلامی انسان موجودی دو ساحتی است بخش کوچکی از زندگی انسان زندگی دنیایی است بخش عمده ی آن زندگی اخروی است. بنابراین ما بر مبنای آموزه های دینی بایست الگویی را طراحی کنیم که دنیا و آخرت انسان را آباد کند و این الگوهایی که بر مبنای امانیسم غربی است، این اصلا زیر بنای آن این طور نیست. بنابراین اجتناب ناپذیر است که ما به فکر طراحی الگو باشیم. البته باید از تجربیات بشری استفاده بشود یعنی وقتی که ما می گوییم می خواهیم الگو طراحی بکنیم معنای آن این نیست که ما مي خواهيم چرخ را از صفر، خودمان طراحی کنیم باید از دانش بشری هم استفاده بکنیم اما به فرموده رهبری نسخه را خودمان بنویسیم بر مبنای نیازمان و بر مبنای اعتقاداتمان. نکته ی سوم این است که اگر ما به دنبال طراحی الگو نباشیم این تمدن غربی ذاتاً استیلاگر است. یعنی اینکه نظام تمدن غربی به گونه ای است که دست از سر ما برنمی دارد معنایش این است که ما را می خواهند غربی کنند. کل دنیا ظرفیت غربی شدن را ندارد. بنابراین که غربی شدن بر مبنای استثمار است. بالاخره اگر در دنیا همه استثمارگر باشند پس استثمار شده چه کسی باشد؟ بنابراین همه ی دنیا نمی توانند غربی بشود. اما آن چه که به عنوان هدف گذاشته می شود این است که ما سلیقه و ذائقه مان به گونه ای باید باشد که نظام غربی می پسندد ما آن چیزی را می پسندیم که آنها می  پسندند نه اینکه غربی بشویم بلکه دنباله رو آنها باشیم. بنابراین که اگر ما خودمان هم طراحی نکنیم قطعا به ما الگو تحمیل خواهد شد. اینها چند تا نکته است که ما را الزام می کند که از الان به فکر دور اندیشی باشیم، به فکر آینده نگری باشیم، به فکر طراحی و تدوین الگو باشیم. به هر حال عقل سلیم هم این را می پسندد که همان طور که هر انساني بايد برای آینده اش طرح داشته باشد، یک جامعه هم برای آینده اش طراحی داشته باشد. این نشان دهنده ی هوشمندی یک جامعه است که آینده نگر باشد و فکر طراحی الگو برای آینده اش باشد. اما انجمنهای علمی چه نقشی می توانند داشته باشند؟ اول اینکه عصاره ی محوری الگوی پیشرفت بر علم استوار است برای اینکه ما نمی توانیم الگویی را تصور کنیم که از علم استفاده نشود بنابراین دستاوردهای علمی جوهره ی الگو است و یکی از عرصه های پیشرفت علمی خواهد بود. بنابراین همه ی آن افراد و تشکلهای که با علم سر و کار دارند می توانند در طراحی الگو نقش داشته باشند از جمله دانشجویان، از جمله انجمنهای علمی و تشکلهای علمی. چه کارهایی را می شود انجام داد؟ من چند تا چالش را مطرح می کنم که اینها به عنوان سؤالهایی است که من فکر می کنم که مجموعه های علمی می توانند در هر یک از این عرصه‌ها وارد بشوند و الگو نیاز دارد برای اینکه پاسخ این سوالات را دریافت بکند. اولین سوال این است که ما این همه حرف از علم می زنیم خود تعریف علم چه چیزی است؟ بالاخره این واژه ی علمی که ما الان در دانشگاه هایمان به کار می بریم این ترجمه ی  Science است. واژه ديگري است به نامKnowledge  که به دانایی ترجمه می کنیم خوب گستره ی این علمی که ترجمه ی Science است تا کجاست؟ دانایی یا نالج از کجا شروع می شود؟ ما چرا مثلا می گوییم فناوری دانایی محور، مملکت نیاز دارد و می گوییم  Knowledge Base Technologyو نمی گوییم Knowledge Base Technology آیا این ساینس به تنهایی شاید کافی نیست. این بایستی یک شکلی بگیرد یک صورتبندی شکل بگیرد تبدیل به دانایی بشود آن وقت تکنولوژی  و فناوری بر آن مبنا شکل بگیرد. بنابراین یک مرزهایی وجود دارد. این چیزی که اصطلاحا به آن می گوییم از همین Science گرفتیم از طرف دیگر در آموزه های دینی مان همین واژه را بکار می بریم به عنوان علم و به آن می گوییم علم نافع. تفاوت اینها در چه چیزی است؟ مثلا ما علم نافع آن را در کنار قلب خاشع قرار می دهیم. مثلا در زیارت ناحیه ی مقدسه که منصوب است به امام زمان آنجا که یک جمله این است که اللهم انی اسئلک علمنا نافعا و قلبا خاشعا خداوندا به ما علم نافع و قلب خاشع عطا کن. آیا آن علمی که آنجا می گوییم با این علمی که اینجا ساینس می گوییم واقعا یکی است؟ آیا آن علمی که آنجا می گوییم به این نالج نزدیکتر نیست؟ چرا ما آنجا می گوییم علم نافع و آن را در کنار قلب خاشع قرار می دهیم چه ارتباطی است؟ آیا لازمه ی دسترسی به علم نافع داشتن قلب خاشع است؟ اینها بحث های مهمی است که ما در این بحث اگر به یک جمع بندی و یک اغنای عمومی جامعه ی ما نرسد برنامه ریزی های علمی که هم انجام ندهیم آنها هم معلوم نیست که برنامه های درستی باشد. بنابراین یکی از چالش های ما این است که اصلا ما واقعا علم را تعریف  کنیم. ببینیم . ما علمی را که مورد قبول نخبگان جامعه ی ما باشد اعم از نخبگانی که در دانشگاه باشند، اعم از نخبگانی که در حوزه هستند یک اتفاق نظری پیدا بکنیم، این یکی از بحث های محوری است که من به نظرم می رسد که تشکلهای علمی می توانند صحنه گردان مناظره‌ها و بحث هایی در این عرصه باشند که اصلا این علم را که می خواهیم یکی از عرصه های پیشرفت و علم را بگوییم این علم چه چیزی است؟ محدوده اش تا کجاست؟ و بحثی را که یک اغنای عمومی شکل بگیرد. یعنی مثلا فرض کنید که ممکن است که حتی در دانشگاه های ما در بخش علوم انسانی یک طور به مسئله نگاه کنند در شاخه های فنی و مهندسی و کشاورزی و علوم ها یک طور دیگر به مسئله نگاه بکنند. بنابراین یک بحث جایش خالی است که واقعاً علم را چگونه تعریف کنیم و ببینیم که آیا بعضی جاها ما فقط از یک واژه مشترک داریم استفاده می کنیم و مفاهیم فرق می کند و بعضی جاها این مفاهیم به هم نزدیک است. این یک بحثی است که به نظرم جای کار زیادی دارد که ما اگر می‌خواهیم پیشرفت های علمی داشته باشیم که اولین سؤال این است که علم را چگونه تعریف کنیم و جامعه ی علمی ما به یک اتفاق نظر برسد. بحث دیگری که تشکلهای علمی می توانند در آن درگیر بشوند و یکی از چالشهای جامعه ی ما هست این است که در جامعه ما تفکر علمی به ویژه در برنامه‌ریزی ها به اندازه کافی قوی نیست این یک واقعیتی است که ما باید اذعان کنیم و برای رفع آن برنامه ریزی انجام دهیم. وقتی می گوییم تفکر علمی یعنی اگر می خواهیم یک اقدامی انجام دهیم اول برویم فکر کنیم. بعد چهارچوب های علمی را رعایت کنیم. چهارچوب های علمی چگونه است؟ شما می خواهید یک کار تحقیقاتی انجام دهید چه کار باید بکنید؟ اول هدف‌گذاری می کنیم که چرا این تحقیقات را می خواهیم انجام بدهیم؟ در سطح دنیا تمام کارها را تجزیه و تحلیل می کنیم، نگاه می کنیم که خوب از این کارهایی که انجام شده چه بخشی از آن هست که ما احتیاج داریم و انجام نشده است آن را استخراج می کنیم بعد می رویم متدولوژی را تعیین می کنیم و می گوییم برای اینکه این تحقیق انجام بشود از چه روشی استفاده کنیم؟ چه روشی مناسبتر است برای انجام این کار؟ بعد که نتیجه گرفتیم کارمان را با کار دیگران مقایسه می کنیم ارزیابی می کنیم. این یک کار یا یک مسیر علمی است. ما در برنامه‌ریزی‌های مختلف  جامعه باید این مسیر علمی را رعایت کنیم ما می دانیم که این خیلی قوی رعایت نمی شود. درست است در یک بخشهایی ما داریم اما این حد مطلوب نیست. ما در برنامه ی اقتصادی مان همین نیاز را داریم در برنامه های سیاسی مان در برنامه های فرهنگی مان بر مبنای تفکر عالمانه باید شکل بگیرد. تفکر عالمانه هم به معنای روش غربی نیست اما به هر حال ما باید بنشینیم این تجربه ی بشری را پیش روی خودمان قرار دهیم مکتب خودمان را اطلاع پیدا کنیم و مسیرمان را عالمانه طراحی کنیم. این جایش خالی است وقتی که این جایش خالی باشد نتیجه اش این است که حرکتها زیگزاگی می شود یعنی سلیقه ای می شود بالاخره یک مسئول یک راه را می پسندد و یک مسئول راه دیگری را می پسندد و نتیجه اش آن می شود که آن پیشرفت لازم حاصل نمی شود. بنابراین یکی از عرصه هایی که دانشجویان و تشکلهای علمی می توانند وارد بشوند این است که چه بکنیم که تفکر علمی ما در نظام مدیریت و برنامه ریزی ما نهادینه بشود تبدیل به یک فرهنگ بشود. جامعه ی نخبگانی ما آن را بپذیرند و به عنوان یک مشی از آن تبعیت بکنند؟ یک مسئله ی دیگری که باز انتظار است که جامعه ی علمی ما به آن بپردازد، بحث شاخص‌های پیشرفت علمی است. ما الان وقتی که می خواهیم ارزیابی کنیم که از نظر علمی چقدر پیشرفت کرده ایم یک شاخص هایی را به کار می بریم که خودمان در طراحی آنها نقش نداشتیم این را هم برای دانشگاه هایمان به کار می گیریم و می گوییم مثلا دانشگاه‌های ما نسبت به قبل پیشرفت کرده بعد هم دلیل آن را می آوریم و می گوییم تعداد مقالات ISI ما زیاد شده تعداد دانشجویان ما زیاد شده تعداد استادان ما زیاد شده سرمایه گذاری ما زیاد شده است اینها شاخص هایی است که به هر حال در نظام بین المللی مورد قبول است ما هم آنها را به کار می‌بریم. ما هیچ وقت نیامدیم خودمان اینها را یک بازنگری بکنیم. ببینیم واقعا این شاخصها را که همه ی آن را ما قبول داریم آیا چیز دیگری نباید به اینها اضافه شود آیا چیزی نباید از اینها کم بشود؟ ما عیناً همان شاخص‌های علمی را به کار برده ایم. یک بازنگری هم انجام دهیم ممکن است ما همه ی اینها را قبول داشته باشیم اما پس از بررسی. ما الان تا حدودی چشم بسته شاخص های ارزیابی علمی را می گوییم شاخص های بین المللی. مثلاً یکی از شاخص هایی که ممکن است برای ما مهم باشد در شاخص های بین المللی هم نیست مثلاً معنویت در دانشگاه های ما در ده سال گذشته افزایش پیدا کرده یا کاهش؟ این در شاخص های بین المللی نیست. آیا ما یک دانشگاه پیشرفته را اضافه بر مقالات ISI آن و اضافه بر سرمایه گذاری در آن در دانشگاه آیا به عنوان یک شاخص تکمیلی نباید به بحث اخلاق هم توجه کنیم؟ به معنویت هم توجه کنیم؟ الان دانشگاه های ما اعم از دانشجو و اعم از کارمند و استاد نسبت به ده سال قبل متعهدترند، اخلاقی ترند یا پیشرفت داشته اند. ما این شاخص ها را هیچ وقت نگاه نمی کنیم چرا؟ برای اینکه ما در آن الگوهایی که از غرب گرفتیم این گونه شاخص ها وجود ندارد. بنابراین یکی از زمینه هایی که نیاز هست به آن پرداخته بشود، بازنگری در شاخص های علمی است. این یک کاری است که باز روی زمین است. دانشجویان, استادان, تشکلهای علمی می توانند در این عرصه وارد کار بشوند بحث‌ها و تضارب آراء طبیعتا اینها با بخشنامه نمی شود. اینها باید یک اغنای عمومی شکل بگیرد اینها عرصه هایی است که خالی است. بحث ديگر ترویج و مردمی کردن علم است. ما به هر حال علم‌مان متمرکز در محیط های دانشگاهی است مردم به اندازه ی کافی  از نتایج علم بهره نمی گیرند خوب ما اگر مملکت می خواهد پیشرفت کند یکی از شاخص های آن این است که که علم مردمی بشود. مردم حاصل سرمایه گذاری‌هایی که در علم دارد انجام می شود، در زندگی خودشان به صورت ملموس ببینند بهره بگیرند. این را الان می بینیم که که شکل نگرفته  است یا حداقل محدود است باز این بحث هایی است که باید به آن پرداخته بشود که چگونه و با چه راهکارهایی علم را نفوذ دهیم به درون جامعه؟ مردمی کردن علم یا اصطلاحا بومی کردن علم این از آن بحث هایی است که باز کار کارشناسی نشده بحث اغنا روی آن انجام نشده است و خیلی موارد دیگری است که من به دلیل ذیق وقت به آن نمی پردازیم فقط می خواهم یک نکته ای را عرض کنم و آن هم این بحث تدوین الگو توسط رهبر فرزانه انقلاب مورد تاکید قرار گرفته است این يك فرصت است برای همه .یک فرصت است براي همه‌ی ما که در جامعه علمی هستیم چه دانشجو چه استاد چه تشکلهای علمی یک فرصت است که ما وارد این عرصه بشویم و واقعا هم به مملکت خدمت کنیم و پیشرفت مملکت را در راستایی که فکر می‌کنیم درست است به آن راستا هدایت کنیم, نقش آفرینی کنیم وهم جایگاه مشخص کنیم چون برای تدوین این الگو اولا تاکید شده از همه ظرفیت علمی کشور استفاده بشود این بسیار مهم و با ارزش است یعنی با آسیب شناسی‌اي که انجام گرفته که اسناد بالادستی قبلی یکی از مشکلاتشان این بود که همه ظرفیت علمی کشور به کار گرفته نشد. نتیجه اش این شد که دغدغه ی عموم نخبگان جامعه نیست. الان مثلاً فرض کنید از ده نفر بپرسند سند چشم انداز ما چند درصد آن محقق شده است نه نفر آنها نمی‌دانند. این یک اشکال است چرا این اتفاق افتاده است؟ برای اینکه در مراحل تدوین سند ما از همه‌ی ظرفیت استفاده نکرده‌ایم به همین دلیل تدبیر هوشمندانه ای انجام توسط رهبری شده که گفته اند این بار از تمام ظرفیت علمی و نخبگانی کشور استفاده کنیم همه در طراحی نقش داشته باشند تا این تبدیل به یک دغدغه و مطالبه‌ی عمومی بشود این یک نکته است. و نکته ی دیگر این است که تاکید شده که از مسیر گفتمان سازی این الگو تدوین بشود باز این خودش خیلی مهم است. گفتمان سازی یعنی اینکه ما فقط به دنبال افرادی نمی‌گردیم که یک جور فکر کنند و با ما موافق باشند. گفتمان سازی یعنی اینکه افرادی نظرات متفاوت دارند اینها بنشینند دور یک میز عالمانه صحبت کنند، گفتگو کنند و یک اغنای حداکثری شکل بگیرد حالا نه صددرصد اما یک اغنای قوی شکل بگیرد. این را رهبری روی آن تاکید دارند و این بسیار مهم است. و از این نظر عرض می کنم که این یک فرصت است برای همه ی جامعه علمی که وارد این گفتمان بشوند. گفتمان عالمانه البته باید مواظب باشیم که خیلی خوب پایه‌ریزی شود و گرفتار این هیاهوی سیاسی نشود. مثلا بحث کرسی های آزاد اندیشی که رهبری تاکید کردند یکی از مصداق‌های آن این است که ما بحث الگو را ببریم داخل این چهارچوب کرسی های آزاد اندیشی. کرسی های آزاد اندیشی یعنی اینکه یک فضای عالمانه‌ای شکل بگیرد افرادی که نظرات غیر یکسانی دارند اینها بنشینند بحث کنند و بعد به یک اقنایی برسند اگر ما بتوانیم این کار را انجام دهیم و مدیریت کنیم این خودش یک دستاورد بزرگ برای جامعه است. بنابراین خود مسیر تدوین الگو هم بخشی از هدف است. یعنی ما صرفا به دنبال این نیستیم که بعد از چند سال یک سند داشته باشیم بلکه در این مسیری که این سند قرار است تدوین بشود یک نیروهایی، آموزش هایی حاصل خواهد شد یک فرهنگی شکل خواهد. گرفت فرهنگ مدارا در حوزه‌ی علم شکل بگیرد، فرهنگ تفکر قبل از سخن گفتن شکل بگیرد. اینها دستاورد هایی است که ما امیدواریم که در این مسیر تدوین الگو انشاءالله ما به این دستاوردها برسیم. من بیش از این مصدع اوقات عزیزان نمی شوم. و سلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بالای صفحه

 

سخنان جناب آقای متقیان (اهداف مركز، چگونگي تشكيل آن و معرفي اعضاي شوراي عالي)

یکی از اهداف مرکز الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت همانطور که آقای دکتر فرمودند استفاده ی همه جانبه از همه ی نیروهای علمی کشور است ما در میان نیروهایی که در کشور وجود دارند در این محفل جوانها را انتخاب کرده ایم و در میان جوانان به سراغ دانشجویان رفتیم دانشجویان عزیزی که یک گام جلوتر از دیگر جوانان هستند در میان دانشجویان هم به سراغ عزیزانی رفتیم که در دانشگاه به تعبیری یک گام جلوتر برداشته اند علاوه بر اینکه دانشجو هستند یک فعالیت را هم در دانشگاه انتخاب کرده اند آمده اند عضو کانون های علمی شده اند انجمنهای علمی راه انداخته اند کانون فرهنگی راه انداخته اند نشریه ای راه انداخته اند یا در تشکلهای سیاسی حضور پیدا کرده اند در واقع عملاً از دیگر دانشجویان یک گام به پیش رفته اند. ما به سراغ عزیزان آمده ایم. محفلمان خیلی شلوغ نیست ما هفته ی قبل هم مشابه این محفل را برای عزیزان شهرستانی داشتیم. این دومین جلسه ای است که ما، شما عزیزان را به همکاری دعوت کردیم یعنی در واقع شما هم در این جلسات حضور پیدا کرده اید همکاران ما خواهید بود در برگزاری کنگره ای که انشاءالله در پیش خواهیم داشت که توضیح هم مفصل داده خواهد شد و شما در جریان قرار خواهید گرفت. بنده برای اینکه شما آشنا بشوید با مرکز، اهداف را یک مقدار دکتر فرمودند من هم یک آشنایی مختصری را در مورد مرکز خدمت شما عزیزان ارائه خواهم کرد بعد انشاءالله استفاده خواهیم کرد. بالاخره آن چه لازم است اینکه کاری انجام بدهیم که عزیزان ما، جوانهای ما آن طور که شایسته است در این مسائل علمی ورود پیدا کنند خودشان را سهیم و صاحبنظر بدانند. منظور ما این است که اگر عزیزان جوان را که امروز دانشجو هستند و مدیران فردا هستند با مسائل الگو و مسائل آشنا کنیم زمانی که این الگو به دست آمد که خیلی هم ما عجله نداریم توضیح خواهم داد آن موقع است که جوانها خود با دست خود به میدان آمدند ورود پیدا کردند و در این ورود زمان اجرا هم حافظ منافع و مدافع این الگو خواهند بود این قدم اولی است که انشاءالله برداشته خواهد شد. پس امروز روی سخن ما با شما جوانان است و انتظاری که از شما عزیزان برای ادامه این راه می رود را انشاءالله ما خواهیم داشت. تفکر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت یا این ایده را مقام معظم رهبری از سال 84 در سخنانشان مطرح فرمودند 84 داریم در یزد، در سمنان 85 در مشهد، در شیراز و مرتب در جمع دانشگاهیان که سخن می گفتند اشاره ای داشتند. مسئله ی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت این را به جد دنبال کردند. اما در سال 88 در کردستان موضوع را بیشتر تبیین فرمودن و در واقع فرمودند که این مسئله ی الگو باید تهیه شود و تعریف هایی هم داشتند این سخنرانی موجب شد که یک حرکتی در دفتر مقام معظم رهبری پیش بیاید که منجر به نشست اندیشه های راهبردی شد. عزیزان حتما مستحضر هستند نشست اندیشه های راهبردی یک نشست متفاوتی است نسبت به دیگر نشستهای که در محضر ایشان انجام می شود یک نشست کاملاً علمی و استثنایی یعنی در واقع فراخوان مقاله داده خواهد شد مقاله های نوشته خواهد شد مقاله که کاملاً داوری می شود و داوری شده انتخاب می شود و بهترین مقالات در آنجا عرضه خواهد شد و بحث می شود. هر نشست و اندیشه های راهبردی هم وقتی برگزار می شود حداقل چهار ساعت به دنبال دارد یعنی در واقع چهار ساعت وقت صرف این قضیه خواهد شد. این مقدماتی بود که خدمت عزیزان عرض کردم. اولین نشست اندیشه های راهبردی در محضر مقام معظم رهبری پیرامون الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت که عنوان این نشست بود حتما کتابش در آمده است تقدیم شما خواهد شد. این موضوع در این جلسه کاملاً به بحث گذاشته شد استادان بزرگوار نظراتشان را دادند و پیشنهاد ارائه داده شد. مقام معظم رهبری هم نظر خودشان را ارائه فرمودند در آخر یک جمع بندی ایشان داشتند این جمع بندی را با همدیگر می شنویم و بعد من خدمت شما هستم.

سخنان مقام معظم رهبری:

ما گفتیم این آغاز یک راه است این جلسه ی امروز ما یک شروع بود این باید ادامه پیدا کند ممکن است درباره ی همین مسئله ی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت که دقیقاً ده شاید هم ده ها گردهمایی و نشست لازم باشد این کار، کار یک مجموعه ی خاص و محدود نیست این یک کاری است که همه ظرفیتهای نخبگانی کشور به میدان بیاید. عرض کردیم کار کوتاه مدت و از آن پروژه های زود بازده هم نیست کار بلند مدتی است که باید انجام بگیرد و عجله ای هم نداریم پیش خواهیم رفت چیزی هم نیست که بتوانند دولتها یا مجالس آن را تصویب بکنند. این همانطور که گفتیم جایگاه بالادستی دارد نسبت به همه ی اسناد مهم و سازنده ی فعال کشور باید خیلی مراحل را طی بکنند و به قوام لازم برسد و این فکرها باید کاملا ورز بخورد تا اینکه بتواند به یک نقطه ی اساسی برسد. یک مرکزی در این کار لازم است که این مسئله را دنبال بکند و این مرکز انشاءالله تشکیل خواهیم داد جایی باید باشد که این حرکت را نه اینکه در انحصار بگیرد. ما از آن مرکز توقع نخواهیم داشت که این کار را او انجام دهد بلکه توقع خواهیم کرد که او این حرکت عظیم نخبگانی در کشور را زیر نظر بگیرد و از آنها خبر بگیرد و آنها را کمک بکند، پشتیبانی بکند پشتیبانی های گوناگون جوری باید باشد که این حرکت متوقف نشود. البته این را عرض کردیم که یک کانون مرکزی و ستادی لازم است که به وجود بیاید انشاءالله به وجود خواهد آمد.

ادامه صحبتهای آقای متقیان:

بله ایشان فرمودند که نشستهای متعدد از این نشستهایی که ما خدمت شما هستیم ما زیاد برگزار کردیم انشاءالله خواهیم کرد و در خدمت عزیزان خواهیم بود. استفاده از همه ظرفیتهای نخبگان ما تأ کید ایشان بود یعنی در واقع باید دعوت کنیم. کار کوتاه مدت هم نیست. حالا در بخش بعدی هم اشاره خواهم کرد که کار دولت و مجلس هم نیست. در واقع تمایزها را فرمودند و من هم تکرار می کنم و روی اینها بحث خواهیم کرد و تبادل نظر خواهیم داشت. جایگاه بالادستی خواهد داشت و یک مرکزی هم فرمودند درست خواهیم کرد یعنی در واقع وقتی کار دولت نیست، کار مجلس نیست باید کار کسی باشد که ظرفیت نخبگان را به کار بگیرد و ایشان فرمودند که مرکزی درست خواهند کرد. خوب این نشست که برگزار شد سه ماه بعد دومین نشست اندیشه های راهبردی برگزار شد تحت عنوان عدالت این بار در واقع موضوع عدالت در دستور کار قرار گرفت همان مراحل طی شد و در این نشست دوم برای اینکه ثابت بشود که این نشستها تشریفاتی نیست عملیاتی خواهد شد، گزارش را در این سه ماه و کارهایی که انجام داده شد آقای دکتر واعظ زاده گزارش ارائه فرمودند و با هم بشنویم بعد در خدمت شما عزیزان هستیم. بله ایشان کاملا گزارش دادند که در این مدت چه اتفاقاتی افتاده است چه کار کردیم و در واقع مقدمات را فرمودند و مرکز چه خواهد بود. بعد از این نشست که در اردیبهشت ماه انجام شد خدمت مقام معظم رهبری، مقام معظم رهبری در تاریخ دوم خرداد سال 1390 حکمی را صادر فرمودند که در واقع شورای عالی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت عزم جدی را ایشان برای رسیدن به الگو تکلیف فرمودند و استفاده از ظرفیتهای موجود. ما در این مرکز واقعاً بنا نداریم که خودمان کار را شروع بکنیم همه ی کار به دیگران واگذار خواهد شد و از دیگران استفاده خواهیم کرد. سه محور برای ما در نظر گرفتند فراهم سازی مقدمات، تدوین الگو، توسعه ی گفتمانی، تولید علم در این حوزه عملا سه محور را به این مرکز مسئولیت واگذار کردند. ده نفر معرفی شدند که توضیح خواهم داد. آقای دکتر واعظ زاده به عنوان رئیس شورای عالی مسئولیت منصوب شدند. من اعضا را خدمت شما معرفی می کنم. آقای دکتر صادق واعظ زاده، ایشان استاد دانشگاه تهران هستند، عضو مجمع تشخیص مصلحت هستند از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی هستند، استاد دانشکده ی فنی تهران هستند. ایشان زمانی که استاد شدن اولین استاد جوان دانشگاه تهران به حساب می آمدند و بعد از ایشان آقای صادق رشاد رئیس محترم پژوهشگاه و اندیشکده ی اسلامی هستند از بزرگان حوزه ی علمیه هم هستند ایشان  اعتبار قابل توجه ای هم در حوزه و هم در دانشگاه دارند این کرسیهای نظر اندیشی را هم ایشان دارند دنبال می کنند که کار بزرگی هم دارد انجام می شود. جناب آقای واعظی هم رئیس دفتر تبلیغات اسلامی قم در حال حاضر هستند قبلاً معاون قوه ی قضایه بودند ایشان هم از اساتید دانشگاه هستند که هم در کشور و هم در خارج از کشور در واقع تدریس کردند کتابهای قابل توجهی دارند در این زمینه هم متخصص هستند. جناب آقای دکتر میرمعزی هم در واقع استاد اقتصاد هستند دکترای اقتصادی اسلامی هم دارند و از فارابی برگزیده شده است و از بزرگان حوزه هستند و در این زمینه کار قابل توجهی کرده اند. آقای دکتر پرویز داوودی که معرف حضور هستند، ایشان نه به عنوان اینکه روزی معاون اول رئیس جمهور بودند بلکه به عنوان استاد نمونه و استاد اقتصاد و صاحب نظر در این زمینه به عضویت این تشکیلات درآمده اند. آقای دکتر منصور خلیلی عراقی هم که قبلاً رئیس دانشگاه تهران بودند الان رئیس دانشکده ی اقتصاد هستند در خدمت این بزرگوار هم هستیم. جناب آقای دکتر زاهدی وفا، از دوستان دانشگاه امام صادق هستند آنجا تحصیل کرده اند و بعد رفتند کانادا دکترای شان را گرفتند و الان هم در دانشگاه امام صادق هستند مدتی هم معاون اقتصادی وزیر دارائی بودند. آقای دکتر هادی اکبرزاده که هم خدمتشان رسیدیم معرف  حضور شما هستند و در واقع ایشان هم استاد دانشگاه صنعتی اصفهان هستند با این مشخصات الان رئیس بنیاد نخبگان اصفهان هستند ایشان هم زمان انجمن فیزیک را هم در اختیار دارند. آقای دکتر جبل عاملی رئیس دانشگاه علم و صنعت هستند دوستان حتماً با ایشان آشنا هستند ایشان را هم می شناسند ایشان هم مهندس صنایع است و در واقع با ایشان هم همکاری داریم. جوان ترین عضو ما هم که از اعضای بنیاد ملی نخبگان است آقای دکتر حبیب الله میرغفوری یک زمانی هم رئیس نخبگان یزد بود ولی الان دیگر آنجا نیستند ولی در خدمتشان هستیم. درباره ی الگو هم عرض شود تعریف الگو من یک نکته از مقام معظم رهبری عرض می کنم و بقیه اش را هم در بعد استفاده خواهم کرد. این جمله را به عمد می خوانم الگو هم نقشه ی جامع است. وقتی می گوییم الگوی ایرانی- اسلامی یعنی یک نقشه ی جامع. بدون نقشه ی جامع دچار سردرگمی خواهیم شد همچنان که در طول این سی و سه سال به حرکتهای هفتی و هشتی یا زیگزاگی مبتلا بودیم و به این در و آن در زدیم. فکر می کنم به همین جمله که در واقع الگو چیست؟ و چرا باید باشد؟ را از نظر ایشان بیان فرمودند. این الگو فرمودند ماهیتی بالادستی دارد. یعنی در واقع این سند بالادستی خواهد بود نسبت به همه ی اسناد برنامه ای کشور، چشم انداز کشور، سیاستگذاری کشور. این جا در واقع یک نکته ای لازم است که بگویم که مقام معظم رهبری وظیفه ی سیاست گذاری کشور به عهده ی رهبری است. ایشان در قالب سیاست گذاری کشور وظیفه ی تدوین الگو رادارند و ما پیش نویس را آماده می کنیم. بنابراین اینجا تهیه ی پیش نویس الگو است به خدمت ایشان داده می شود و تصمیم هم خدمت ایشان خواهد بود. بعد ایشان بر تشکیل حلقه های علمی و فکری تاکید فرمودند. ما باید متعدد این حلقه را تشکیل بدهیم و از صدها و هزارها نخبه و ظرفیت ملی بهره مند بشویم. نکته ی مهم این است که کار را شروع بکنیم اگر دیر شروع کنیم عقب می افتیم. اما نکته این است که در بلند مدت، در واقع این کار زود بازده نیست. عجله ای هم نداریم بنابراین نیست که چهل نفر بنشینند یک گوشه ای و این الگو را تدوین کنند و این را یک ساله تحویل بدهند نه چنین برنامه ای نیست ما باید از چنین ظرفیتهایی استفاده کنیم و عجله ای هم نداریم و شتاب زدگی را نباید انجام داد. اما شتاب معقول بر ما توصیه شده است که شتاب معقول هم باید در این زمینه داشته باشیم. این هم از تعریف الگو. عرض شود خدمت شما که یک ماه بعد از تاسیس مرکز یعنی دوم خرداد سال 90 مرکز تاسیس شد اول تیر ماه 90 یک ماه بعد اساسنامه تصویب شد. خوب در اساسنامه که آمد این مرکز جایگاهش مشخص شد جایگاه این نظر تحت نظر مقام معظم رهبری است. از نظر مسئله ی نهادی، نهادی است علمی و پژوهشی دارای شخصیت حقوقی و استقلال مالی، اداری و استخدامی. و مهمتر است که تحت نظر مقام معظم رهبری است. معمولاً در کشور ما مراکزی که تأسیس می شوند اساسنامه اش باید به تصویب جایی برسد. می گویند فلان جا مصوب شورای انقلاب فرهنگی است یا اساسنامه را مجلس تصویب کرده است یا دولت. این جزء محدود مراکزی است که مشابه اش را کم سراغ دارند که اساسنامه اش به تصویب مقام معظم رهبری رسیده است. یعنی در واقع یک مرکزی است که تحت نظر مقام معظم رهبری است. و اساسنامه اش هم به تصویب حضرت ایشان رسیده است. ایشان فرموده اند اهدافی که بر ما گذاشتند تعمیق و توسعه و تحقیق و نظریه پردازی است. 1 تعمیق و توسعه و تحقیق ونظریه پردازی 2 گفتمان سازی در باب پیشرفت اسلامی- ایرانی. این یکی از مسائل مهمی است که ما به آن تاکید داریم و از شما در این زمینه بیشتر کمک می خواهیم. دلیل آن این است که بر این عقیده هستیم که شاید تاکید مقام معظم رهبری در این اساسنامه ی گفتمان سازی و بعد هم اشاره خواهم کرد. کمک جوانان بر این است که باید این مسئله از دل مردم بر بیاید از دل نخبگان در بیاید همراه با مردم باشد. آقای دکتر اکبرزاده هم اشاره فرمودند. عزیزان استحضار دارند که ما چشم انداز داریم برنامه توسعه هم داریم اما همه یکباره شنیدند چشم انداز از سوی رهبر انقلاب صادر شد یا برنامه ی توسعه به تصویب رسید. چه کسی نوشته است؟ چگونه نوشته است؟ چقدر کمک کرده است؟ که کمتر به آن توجه شده است به این مسئله پرداخته نشده است. ما بنا داریم آغاز راه را از دل مردم در بیاوریم از دل نخبگان  از دل جوانان و نشستهای متعددی که خواهیم داشت با این مسئله همراه بشویم. پس در واقع در گفتمان سازی هم به شما نیازمندیم هم همه ی این حرکات و اینها را که داریم بابت این گفتمان سازی است. طراحی و تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت که در واقع قدم بعدی است برخواهیم داشت. وظایف مرکز در واقع در اساسنامه کاملا اشاره شده است. سرمایه گذاری روی نخبگان جوان و متعدد در حوزه و دانشگاه و اهتمام به ایجاد بسترهای لازم به منظور تربیت نیروی علمی مورد نیاز کشور در جهت طراحی و اجرای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت. مسئله این است که بعضی از نخبگان جوان، سرمایه گذاری گردد که به دنبال این کار بروند. ما اصرار داریم حرکتی ایجاد کنیم که جوانهای ایرانی، دانشجویان ارشد و دکتری بروند روی این موضوع بحث کنند یا پایان نامه بگیرند، مقاله بنویسند و همراهی کنند. عرض شود خدمتتان که مسائل دیگر ی هم هست که من در آن وارد نشوم. باز هم درباره ی وظایف مرکز گفتمان سازی است. بستر سازی و تسهیل حضور گسترده و پر نشاط جوانان در عرصه ی تفکر و مطالعه و ابراز نظر برای پیشرفت جامعه و نظام اسلامی و تعمیق آگاهی های دینی و انقلابی و تاریخی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی آنان. یعنی در واقع همه ی ابعاد کمک جوانان اینکه متن اساسنامه ی ما است کمک جوانان دیده شده است  و از جوانان باید استفاده کرد نه استفاده ی ابزاری، بلکه به میدان بیایند قلم دست بگیرند همراهی کنند و همراه باشند در طراحی الگو که هست. ما در این مدتی که یک سال و یازده ماه است که جلسه در شورای عالی برگزار کردیم در شورای عالی تصمیم بحث های قابل توجهی شده است و بنده افتخار داشتم و درخدمت دوستان کما بیش بوده ام و در واقع یک سری ساختاری برای مرکز تعریف کردیم. عرض شود خدمتتان که تنها شعبه ای که قرار است بزنیم در قم می خواهیم دفتری تشکیل بدهیم دبیر خانه تشکیل بدهیم چون در تمام اینها حوزه و دانشگاه همراه است و مرکز حوزه را قم گرفتیم و دانشگاه هم در تهران که انشاءالله خدمت دوستان هستیم. این اقدامات را که ما در این مدت انجام دادیم در واقع یکی از کارهای که انجام شده و در شورای عالی به تصویب رسیده، ایجاد گفتمان سازی پیشرفت در سطح جوانان و برنامه ریزی برای برگزاری کنگره پیشگامان پیشرفت. که آقای دکتر  فخرایی توضیح بیشتری انشاءالله در این زمینه برای ما خواهند داد. خوب ما برای مرکز یک ساختاری تعریف کردیم در واقع انعطاف پذیری و چابکی داشته باشد واقعا بنا براین نداریم که در این مرکز یک تشکیلاتی بزرگ و وسیع درست کنیم. به تعبیر ساده تر دکانی باشد بغل دکانهای دیگر اینقدر در واقع تشکیلات دولتی و غیر دولتی و....و داریم که در واقع از حساب خارج است. ما اینجا چنین بنایی را نداریم. اینجا تشکیلاتی است در واقع محدود و چابک اما زمینه را فراهم می کند برای استفاده از افکار و برنامه های عمومی. ما تمام تلاشمان در اینجا بر این است. پس ما در این جا نه یک مرکزی هستیم که یک پژوهشگاهی راه بیاندازیم و پژوهش کنیم تحقیق راه بیاندازیم نه. حالا توضیح خواهم داد کل تشکیلات ما همین است که ملاحظه می فرمایید. خوب معمولا هر جایی رئیسی دارد آن رئیس دفتری دارد که در واقع طبیعی است که اجتناب ناپذیر است شورای عالی هم که معرفی کردم خدمتتان یک دفتری داریم تحت عنوان دفتر ارتباطات و گفتمان سازی که در خدمت شما بنده هستم و به کمک شما خیلی نیازمند و سه معاونت هم تعریف کردیم. پشتیبانی هم که در واقع به طبع در هر تشکیلاتی لازم است. دو معاونت عملیاتی داریم تحت عنوان معاونت علمی و تقسیم کار ملی یعنی در واقع تقسیم کار ملی که اساس کار ما است و بنا را بر این داریم که کار را به عموم واگذار کنیم و ظرفیت ملی به کار ببریم یک معاونت گذاشته شده برای این کار که در واقع ظرفیتها را شناسایی بکند و بر اساس آن ظرفیتها همه ی امکانات را به طرف  مرکز بکشد و معاونت هماهنگی و نظارت فرایندی. ما در مرکز تعریف کردیم که اندیشکده، اندیشکده ها را یک مقداری برای شما توضیح بدهم که اندیشکده ها چیست؟ برای اندیشکده ها یک نظام نامه ای تعریف کرده ایم که هدف و ساختار و رئیس و دبیر و اینها کار گروه در آن هست توضیح خواهم داد. وظایف  اندیشکده ها هم در این در واقع تشکیلات آمده است من وقتی اساسنامه اش که آمده با شما همراه خواهم شد. ما برای مرکز بیست و هفت، هشت اندیشکده تا به امروز تصویب کرده ایم. شاید الان که من گفتم بیست و هفت اندیشکده در ذهن شما عزیزان بیاید که الان می گفت تشکیلات وسیع نبستیم از آن طرف هم می گوید بیست و هفت، هشت اندیشکده درست شده است. اندیشکده ها در تعاریف ما اتاقهای فکری هستند که متشکل از حداقل پانزده حداکثر تا سی نفر از بزرگان و متخصصان و صاحبنظران در راهبردی و فکری در این زمینه است. ما الگوی اسلامی- ایرانی تعریف می کنیم. در واقع دو نوع مطرح کردیم که یک نوع اول است که مبانی و ارکان الگو خواهد بود که در واقع اسلامی است و بعد هم در واقع به عرصه ی زندگی دارد می شویم در جامعه ی ما الگو برای عرصه زندگی مردم هم باید تدوین کنیم. اندیشکده ی مبانی، سنتهای الهی، عدالت، فقه و حقوق، معنویت، فکر و علم اینها مبانی هستند. ما در هر اندیشکده ای حداکثر یک نفر عضو داریم که در واقع در تشکیلات ما تمام وقت یا بیشتر وقت در اختیار ماست یک استادیار یا یک دانشیار دانشگاه دعوت کردیم برای هر اندیشکده این دبیر اندیشکده است. دبیر اندیشکده چون دبیران اندیشکده از تشکیلات ما متشکل است از یک عضو و آن باید استاد دانشگاه باشد در این خصوص بحث خواهند کرد به نتیجه خواهند رسید. اگر اندیشکده ای تشخیص داد پیرامون این موضوع در کشور کاری نشده است. چون یکی از کارهایی که ما انجام دادیم می دهیم هر چه در گذشته اقدام انجام شود جمع آوری کرده ایم به سراغ همه ی قدیمی ها رفتیم حتی پریشب جلسه ای داشتیم همه وزراء قدیمی بهداشت و درمان و علوم را دعوت کرده بودیم آقای دکتر شریعتمداری، دکتر حسن عارف  که شاید به ذهن شما هم نیاید که ایشان یک زمانی وزیر علوم بودند دعوت کردیم بزرگان را آوردیم و از تجربه ها یشان استفاده کنیم بنابراین داریم تا به امروز هر کس در این نظام زحمت کشیده است کار علمی کرده است تجربه ای به دست آورده است همه این تجربه ها را به دست بیاوریم چرا زیگزاگ زدیم؟ چرا جابجا شدیم؟ چرا به این و آن در زدیم؟ از سخن این مجریان یک مجری می آید می نشیند و می گوید من به این خاطر چنین تصمیمی گرفتم او بگوید به این خاطر چنین تصمیمی گرفتم تصمیمات شاید با هم دیگر متفاوت باشد. به هر حال عرضم این است که در این اندیشکده ها بزرگان شرکت خواهند کرد اگر تصمیم بر این است که اقدامی هم انجام بشود سفارش پژوهش نخواهیم داد جایی که انجام داد به خدمت خواهیم گرفت. نوع دوم در واقع فهرست اندیشکده های نوع دوم حوزه ی اجتماع داریم حوزه نظام سیاسی داریم که من تکرار نکنم بخوانم حوزه ی اقتصاد داریم و حوزه ی فرهنگ این هم در واقع عرصه ی زندگی است مسجد، خانواده، منابع طبیعی و فرهنگ و رسانه و مناسک عبادی همه اینها می بینیم که ما در روز در عرصه ی زندگی با آن برخورد داریم در این زمینه ها هم شروع کردیم به کارهایی که انجام می شود. کار دیگری که می خواهیم انجام بدهیم تقسیم کار ملی است. کار را باید به دیگران واگذار کرد برای این کار ظوابط نوشتیم همین طور نمی گوییم که می خواهیم به مردم بدهیم چگونه می خواهیم بدهیم؟ چه ظوابطی دارد؟ شورای عالی ما تصویب کرد و این در دست ما هست. زمینه ها و موضوعات همکاری را تعریف کردیم در زمینه ی علمی ما این نیازها را داریم. ما در زمینه ی دیگری که استفاده خواهیم کرد همکاری علمی باز هم در گفتمان سازی به کمک همه نیاز داریم و در واقع به سراغشان خواهیم رفت و در طراحی الگو هم همچنین به سراغ عزیزان خواهیم رفت و ببینیم چه کمکی می توانند بکنند. به سراغ چه کسی می رویم تناسب کار با جایگاه و وظایف مؤثر و سوابق قابل قبول در موضوع کار یعنی در واقع سراغ یک صفر کیلومتر هم نخواهیم رفت. در اختیار داشتن نیروی انسانی کامل و امکانات هم داشته باشند. ظوابط همکاری را هم تک تک تعریف کردیم که در واقع شفای معقول داشته باشند نظم اداری و انظباط هم داشته باشند. و مرکز چه کاری می کند تعریف می کند. و این بر می گردد به کارهای تقسیم ملی ما. ما دو برنامه ی عمومی هم داریم یکی پیشگامان پیشرفت که بنده وارد نمی شوم اما درباره ی کنفرانس الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت نقشه ی راه و تدوین الگو یک توضیحی خواهم داد و می سپارم به آقای دکتر فخرایی انشاءالله خواهند گفت ما درباره ی نقشه راه یک کنفرانس علمی داریم برگزار می کنیم. ما تا به امروز یک سال کمتر از عمر ما دارد می گذرد ورود به محتوی پیدا نکردیم مثلا بحث محتوی الگو چه خواهد بود نداریم. هر چه مقام معظم رهبری بحث کردند در طول این سالها نظریات ایشان را تدوین کردیم آماده کردیم یک نظریه ی قابل قبولی است این را ارائه خواهیم کرد. اما مرکز می خواهد درباره مسئله ی الگو چه کار بکند؟ محتوی چه می خواهد بکند؟ آمدیم گفتیم که یک کنفرانسی می گذاریم بزرگان قم، نخبگان، دانشمندان، استادان در این محورها به ما مقاله بدهید یک فراخوان مقاله دادیم به همه ی دانشگاه ها فرستادیم به همه ی مراکز. ما تبلیغات نداریم و بنا هم نداریم سرو صدای تبلیغاتی راه بیاندازیم اگر این دوربین ها را می بینید گذاشتیم می خواهیم مستند سازی بکنیم که اینها مستند باشد که در واقع این اقدامات انجام بشود. ما بنا نداریم که عرض می شود تلویزیون مثل یک مدی در جامعه درست بکنیم که مد شده است که در واقع بگویند نظریه پردازی این گونه یا نه ما در واقع اگر کسی پیرامون الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت نظری هم بدهد حرفی هم بزند و واقعیت نداشته باشد خیلی راحت بگوییم آقا جان، خانم محترم، استاد محترم، مبانی شما چه چیزی است؟ دلیل شما چه چیزی است؟ چرا گفتید الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت اگر مد است ما تبلیغات مد نیستیم اگر کاری کردیم ما مرکزیم در واقع در خدمت شما هستیم در واقع اقدام می کنیم پس بنای تبلیغات اصلاً روی این قضیه نداریم. تا به امروز کمتر شنیده اید و در واقع شاید خالی از ذهن بوده باشید و این حرفهای ما را یک مقداری بشنوید ما آمده ایم در این کنفرانس مقاله درخواست کردیم وتا به امروز هم بیش از صد مقاله به دست ما رسیده که استادان درباره ی اینکه چگونه ورود پیدا بکنیم به مسئله ی الگو مقاله داده اند. انشاءالله در دهم و یازدهم خرداد این مراسم در واقع برگزار خواهد شد این مقالات خوانده خواهد شد از میان شما انشاءالله دعوت خواهیم کرد که در الگو حضور پیدا کنید و در آنجا در واقع به ما خواهند گفت که چگونه ورود پیدا کنید برای تدوین الگو نه به این که الگو آماده باشد و در واقع ما بیاییم بخوانیم نظر بدهیم نه حتی ورود به این مسئله را هم به نظر خواهی گذاشتیم و خواستیم که به ما کمک کنند. حالا اگر عزیزان به استادانتان یا خودتان در این زمینه قدمی می خواهید بردارید ما در خدمت شما هستیم و اما بحث آخری بنده فقط تیتر آن را بیان می کنم و به آقای دکتر فخرایی واگذار می کنم عرض شود خدمتتان کنگره ی پیشگامان پیشرفت است. خوب این کنگره کار جوانها است برای جوانها است استفاده در واقع از قلم و فکر و ذهن جوانها است که انشاءالله سوم و چهارم خرداد ماه در اردوگاه انشاءالله برگزار خواهیم کرد که آقای دکتر فخرایی انشاءالله زحمتش را می کشد و توضیح مفصلی پیرامونش خواهیم داد. آقای دکتر ما در خدمت شما هستیم.

بالای صفحه

سخنان جناب آقاي دكتر فخرائي (معرفي كنگره و راهکارهای همكاري انجمن های دانشجویی با دبیرخانه کنگره و پشتيباني هاي دبیرخانه از آنها، تبیین لزوم مشاركت جوانان در تدوين الگو)

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت عزیزان، بزرگواران و دانشجویان عزیز دانشگاه های تهران و اعضای محترم انجمنهای علمی که بر ما منت گذاشتند تشریف آوردند و وقت گرانبها یشان را در وقت میان ترم و امتحان و مشغولیات صرف کردند تشکر می کنم. خیلی از عزیزان من خدمتتان رسیده ام و دعوت کرده ام تشریف بیاورید باز احساس می کنم که علاوه بر تشکر باید خدمتتان توضیح بدهم که چرا مزاحم شما شدیم. بحثی که ما مزاحم شما شدیم و برای آن تشریف آوردید راجع به یک کنگره ای است تحت عنوان پیشگامان پیشرفت که توسط مرکز پشتیبانی می‌شود اما دبیرخانه آن یک تشکیلاتی مستقل است، یک تشکیلات علمی مستقلی که قرار است یک کنگره ای راه بیافتد و بنده هم کارمند مرکز نیستم کارمند دانشگاه تهران هستم که در معمولاً شبها تا نصفه شبها اینجا هستیم که کمک بدهیم به مرکز و این کنگره را برگزار بکنیم.

سخنان آقای متقیان:

ببخشید معرفی نکردم استاد ارجمند دکتر فخرایی دانشیار دانشکده فنی هستند که ما افتخار داریم که عزیزان نخبگان با ایشان کاملا آشنا هستند آقای دکتر فخرایی از بزرگان دانشکده ی فنی هستند ایشان بیش از بیست کنفرانس علمی بزرگ بین المللی را برگزار کردند در اندیشه های راهبردی و نظم اندیشه های راهبردی را در خدمت آقای دکتر بودیم. یک نکته ای هم بگویم عزیزان اگر نظری دارند انشاءالله قسمت آخر بحث از نظرات شما عزیزان استفاده خواهیم کرد.

ادامه سخنان آقای دکتر فخرائی:

یک برگه هایی هم هست برای بحث سوال و جواب بعضی حیا می فرمایند که جلو صحبت کنند یا نظراتی که ممکن است بدهند و فکر می کنند ما خوشمان نمی آید لزومی ندارد تشریف بیاورند و نمی خواهد اسمشان را هم بنویسند آن برگه ها را بدهند ما می خوانیم چون اصل ما بر این صحبتها است. این را عرض می کردم که کنگره قرار است یک جای مستقل باشد بحث وگفتگو در آن باشد. ساختارش را هم می دانید کنگره ها هر سال آدمهایشان عوض می شوند ولی موضوعات ثابت می ماند مثلا الان من هم زمان دبیرکمیته الکترونیک کنفرانس مهندسی برق هستم پارسال کسی دیگر بوده است پیرارسال کسی دیگر بود. ولی موضوع معلوم است که چی هست. این ظرف برای ارتباط باجوانان در مرکز الگو پیشنهاد شد چون که این ظرف متغیر و متنوع را برای برگرفتن مطالب علمی و کاری از افراد متغیر انتخاب کرده بودند، یک آدم متغیر هم بنده را انتخاب کردند که اینجا هم باشم. منتهي هدف من که وارد این بحث شدم و صحبت را در کنگره خدمتتان شروع کردم این است که یک روایت شخصی از نگاه خودم می خواهم خدمتتان عرض کنم چون من شماها را حداقل خیلی هایتان را زحمت دادم از شما خواهش کردم که تشریف بیاورید، ما چرا اینجا آمدیم؟ حرفمان چه بوده است؟ بعضی ها مثلا وضعشان خوب است مسائل شان روبراه است دوست دارند بهتر هم شود و فراخ تر بشود امکانات شان و دست و پای شان و توسعه هم پیدا بکنند و مثلاً بیایند ببینیم چکار بکنیم و داستان جدید راه بیاندازیم و یک کاسبی جدیدی درست بشود و از این طور حرفها. اما بعضی ها هم گرفتار هستند، خانه شان آتش گرفته است، زندگی شان بر مسیر رودخانه است تلاشهایشان معلوم نیست به کجا برسد به کجا نرسد بچه هایشان در دست امواج حوادث هستند. اگر بنده آمدم اینجا از این نوع دوم است و بحمدلله سی و سه سال است از انقلاب اسلامی گذشته است ما هم آن زمانها هجده ساله بودیم سال 57 درست قبل از انقلاب وارد دانشکده فنی شدم و آن دوران تلاطم و تحولات قبل از انقلاب بود بعد به انقلاب خورد بعد به جنگ خورد بعد به مشکلات و مسائل اقتصادی و محاصره های کشور خورد و تا حالا به نوعی ادامه پیدا کرده است و ما هم البته بنده به عنوان دانشجو خیلی جای شما مثل شما یادمان نرفته ولی هر چند که الان ممکن است موقعیت را به عنوان یک معلم خیلی دغدغه ها و دلشوره های یک دانشجو یا یک محصل را درک نکنیم یا فراموش شده باشد ولی به هر حال اگر از خودم تعریفی بدهم، ما همیشه دویده ایم که بیکار نباشیم سعی کرده ایم که اگر حس کردیم چیزی يا کاری جایی خالی مانده، برویم انجام بدهیم و یک مسئله ای که ما در دانشگاه هایمان داریم که دانشجویان خودم و اگر شما، ما را به معلمی قبول داشته باشید و من شما عزیزان را هم به عنوان فرزندان خودم می شناسم بچه های من هم بیست و هفت، هشت ساله هستند اینکه این همه زحمت می کشیم خیلی از معلمانتان که مثل بنده، که من خودم می شناسم چون که الان یک کم وضعم بهتر شده، چند سالی درسها را داده‌ام و دیگر نمی‌خواهد شب تا صبح بیدار بمانم ولی سالها، سالها وقتی معلم شما بودم در کلاس می آمدم مثلا اگر که ساعت شش و نیم از خانه مان راه می افتادم تا ساعت چهار مثلاً داشتم درسهایم را آماده می کردم یا اول می‌خوابیدم بعد نماز می خواندم یک ساعت یا همان حول و حوش، بعد هم می آمدم سر کلاس. خدا رحمت کند جناب آقای دکتر لوکس استاد بنده بود در سالهای 61، 62، 63 فکر می کنم امتحان درس کنترل مدرن با ایشان داشتیم بعد دیر شده بود ما در راهروی دانشکده منتظرشان بودیم. دوان، دوان از آن ته راهرو داشت می آمد یک دوستی داشتیم نعمت به او می‌گفتیم بعد گفت که یک ژورنال آي تريپل اي جدید (IEEE)آمده از داخل آن سوال امتحان درآورده است، واقعا همین جور بود یعنی سوالهایش خیلی وقت‌ها می‌رفت آخرین نشریه را پیدا می کرد به ما می داد که سوال امتحانی آنقدر تازه باشد. ما هم سعی می کنیم بچه ها را به گونه ای پرورش بدهیم که به آخرین اطلاعات علمی دنیا مجهز باشند وآخرین تحولات را خبر داشته باشند. بتوانند اگر دست زدند به این مس وجودی که در کشور ما پیدا می شود با دستهایشان طلایش کنند، اگر فرض کنیم طلا به درد می خورد. بعد این بچه ها می آیند بیرون با هزار امید و آرزو با تواناییهایی که کوهها را از جا برمی‌کند، از این راهرو به آن راهرو، از این خانه به آن خانه، از این ساختمان به آن ساختمان، این منشی به آن رئیس آن رئیس به آن دربان، آن دربان به آن سرپرست، خیلی ها، خیلی ها از خانه ناامید و نگاه به بیرون دوخته می شود حتی برای لقمه نانی، حتی برای لقمه نانی! وقتی من بچه ها را سر کلاس می بینم خیلی وقتها به یاد شعرهای حافظ می افتم. مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک، چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم. بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم، فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم و معتقدم که می توانیم. البته می توانید چون ما سعی خودمان را کردیم کارهای خودمان را کردیم. بالاخره کما بیش نسل ما بالاخره در زمان جنگ در زمان هجوم به کشور ما، شاید فکر می کنید شعار است ولی واقعاً شعار نیست این قسمتش متاسفانه تبلیغات رسمی در کشور ما اثر ضد و برعکس ایجاد می کند. واقعا یک زمانی بود که عراق هواپیما و خلبان از فرانسه اجاره کرده بود شاید باور نکنید خلبان از فرانسه؟ هواپیمایی بود می‌گفتند سوپر استاندارد و موشکی بود می‌گفتند موشک اگزوسه. سیستمش شبیه همین که به حمدلله جوانان حزب الله آن ناوچه ی اسرائیلی را با آن زدند ولی از روی هواپیما شلیک می شد بیست و پنج سال پیش بود. خلبان آن فرانسوی بود با موشکش می آمد کشتی مثلاً غله و آذوقه ی مردم ما را می زدند غیر از نفتکشهای ما را که می زد که ما به افلاس و دریوزگی بیافتیم. نسل ما در خاک مثل جانوران وسط گل و شل رفتیم و سینه خیز و ایستاده و نشسته و خدا کمک کرد به انفس قدسی آن جوانانی که هستی شان را همه را داده بودند که این مملکت ما ماند. در 300 سال اخیر هر وقت درگیر جنگی شدیم چیزی از دست این کشور رفته است مثلاً همین افعانستان جزء ایران بود جنگ هم نشد یک ناوچه فرستادند در بوشهر توپ بزنند و تهدید کردند زمان قجرها افغانستان جدا شد حاکم هرات از آن بیرون آمد و جدا شد. نمی دانم ترکمانچای و کجا و کجا ... بالاخره نسل ما الحمدالله خدا برکتی داد در آن دویدنها، در آن لای لجن ها وگل و شل خوابیدن ها، استقلال کشورمان حفظ شد. عزت مان حفظ شد. هنوز هم شیاطین دنیا کسانی هستند که آرزویشان، حصرتشان، غارت کردن ما است. زندگی تان را بکنید چرا دوست دارید ما را بچاپید؟ نفس کشیدن ما در این ارض الله واسع است. چرا حتما باید یقه‌ی ما را، گلوی ما را بگیرید که بخواهید شما زندگی بکنید؟ مگر جا برای هر دو تای ما نیست؟ ولی هنوز هستند آدمهایی که عادت دارند با تجاوز زندگی کنند عادت دارند که گلوی دیگران را بمکند که زندگی کنند. روش عادی زندگی برایشان یک غیر عادت شده است. هنوز هم وقتی به جمهوری اسلامی ایران نگاه می کنند احساس عناد می کنند، احساس دشمنی می کنند. آقا مشکل شما با ما چیست؟ مشکل ما این است که شما نباشید. پس این به ما می رساند که به حمدلله علیرغم همه مشکلات و آنهایی که من عرض کردم، که به نظر بدترین مشکلات است، چون بعضی از مشکلات امروز زندگی افراد را می فروشد، مثلاً ما نفت  فروش هستیم. نفت می فروشیم و می خوریم امروزمان را داریم می فروشیم. ولی وقتی برای شما کار نیست، داریم فردایمان را می فروشیم. وقتی شما دستت طلا است و اگر نرفتی و در شرکت خارجی کار نکردی محصولات دستت را اینجا کسی به اندازه زباله هم تحویل نمی گیرد، این یعنی ما آینده مان را می فروشیم یعنی اینکه مخاطره ی هستی مان را در درازمدت قبول کرده ایم. علیرغم اینها، هنوز این کشور حاوی شعله ی فروزان نور امید بی پناهان جهان است. از کجا بفهمید؟ شلوغ است و دور و برتان دود است. عرصه ها مخلوط است، قاطی است، معلوم نیست. دوستان نادان پدرمان را درآوردند دشمنان دانا که بدتر. ولی از این می توانید بفهمید که هنوز در دنیا نگاه بکنید، حب و بغض ها را، محورها را، اتحادیه‌های دشمنان ملتهای مظلوم جهان را، هنوز بر علیه این کشور است. پس هنوز در کشور  شما، از آن جوهر، از آن آذر تابناک باقی است در وجودتان. یک همکاری داریم. حالا اسمشان را نمی برم استاد برجسته ی دانشکده ی برق هستند رفته بودند هنگ کنگ کنفرانسی بود می خواست بلیطش را عوض کند بعد گفتندکه رفتم یک آژانس هواپیمایی بلیطم را عوض کنم بعد گفتم ایرانیم بعد گفتند نه، نه شما خطرناک هستید شما به اصطلاح آمریکاییها جنگ دارند با شما. کسی آن طرف دنیا این طور نگاه می کند به ایرانی، که اینها کسانی هستند که آمریکایی‌ها با آنها بد هستند، اگر ما می خواهیم که آنها با ما خوب باشند به اصطلاح ما باید فاصله بگیریم از آنها. اما داستان چیست؟ که بنده جسارت کردم مزاحم وقت دانشجویان عزیزمان شدم. خوب بروید درسهایتان را بخوانید تا اوضاع درست بشود این دوستان نادان تبعاتشان کمتر بشود و یک چیزی هم برای شما بگذارند و یک چیزی هم گیر شما بیاید، یا اینکه نه بیایید جلو بیایید بایستید. چرا جسارت کردیم این را از شما بخواهیم؟ آن داستان روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست از بهر طمع بال و پر خویش بیافراشت خلاصه یک تیری خورد به او و بعد نگاه کرد دید که پر خودش در آن تیر است بعد آخرش گفت از ماست که برماست. بچه ها باید خانه مان را درست کنیم باید خانه مان را لانه و مامن خودمان بکنیم. برویم دوروبر دنیا، کفن غریب شدن و این طرف و آن طرف رفتن مشکل ما را حل نخواهد کرد. هیچ جایی دیگری در دنیا نیست که ما به آن خاک تعلق داریم. به يادم می آید که در سال 54 آن زمان پانزده ساله بودم تقریبا نزدیک 36 یا 37 سال پیش اگر تاریخ مطالعه کرده باشید باستان شناسی خوانده باشید دو تا آدم معروف  آقای پرفسور دولوگاز و خانم پرفسور کانتور که هر دوتای ایشان استاد موسسه باستان شناسی دانشگاه میشیگان بودند. در یکی از تپه های اطراف دزفول کار می کردند به اسم تپه های چغامیش. دوست مرحوم پدربزرگ من بودند یک بار رفتیم بازدید یک جایی که چال کرده بودند حدود ده الی پانزده متر که از آن بالاش من بچه بودم می ترسیدم بایستم و نگاه بکنم بعد از این آقای پرفسور دولوگاز پرسیدیم یادم نیست آن موقع انگلیسی چقدر خوب بلد بودم خودم پرسیدم یا از پدربزرگم خواستم که بپرسد که این چه چیزی است این زیر ؟ مثلاً توضیح داد آن ته را آن زیر کنده شده است این آثار آشپزخانه‌شان است و بعد توضیح داد در مورد تمدن. یعنی بشر مثل حیوانات دیگر زندگی می کرد، در جنگل زندگی می کرد از جایی به جایی حرکت می کرد و از وقتی که مردم عادت کردند محلی برای زندگی انتخاب کنند سکنی داشته باشند به جای حرکت مثل گله های حیوانات ایستایی پیدا کنند خانه بسازند آن شد شروع تمدن. آن زمان آن بنده ی خدا مرحوم شده انشاءالله اگر تقصیر داشته خدا از سر تقصیراتش بگذرد ولی کمک کرد که تاریخ گذشته سرزمین ما روشن بشود می گفت اینجا ده هزار سال پیش حدس می‌زنیم که نخستین آثار تمدن بوده آن زمان می گفت قدیمی ترین آثار تمدن شناخته شده‌ی بشر است 1354 بنده بچه بودم خودم شنیدم بی‌واسطه برایتان عرض کردم. هیچ جایی دیگری در دنیا نیست که بسیاری از میراث بشر بودن و انسان بودن امروز انسانها آن جوری که هستند مال شماها باشد. من در تورنتو درس خواندم. یک محله ای زندگی می کردیم اسکاربورو هنوز خوابگاه متاهلین به ما نداده بودند همیشه یادم می آید ساعت یک و ربع شب با آخرین قطار من می رفتم و دوباره فردا صبح برای اینکه در آن اتاق کامپیوتر می خواستم کامپیوتر گیرم بیاید، باید اول صبح دوباره راه می افتادم بر می گشتم. یک سریال خنده داری بود ساعت 3.5 نصفه شب سریالی پخش می کرد من همیشه ساعت 3.5 شب شام می خوردم و آن را کامل می دیدم داستان زندگی اسرا در یک زندانی بود و به صورت خنده دار و جوک و اینها بود. آن کنار اسکاربورو کنار خانه ما یک خانه ای بود مثلا موزه بود تابلو زده بودند و رفتیم داخل و مثلا دیدیم یک اجاقی بود از این اجاقهای فلزی که با هیزم روشن می شد تخت خوابی بود گفتیم این چیست؟ گفتند مثلا اولین کسی که آمده در اسکاربورو و مقیم شده صد و پنجاه سال پیش بوده است. الان در شهر تهران بروید ببینید چقدر خانه پیدا می کنید برای صد و پنجاه سال پیش. ولی خوب مشکل ما این است که منابع اصلی ما نه گاز ما است نه نفت ما است نه درختان ما است نه معادن ما است. بگردیم در این کوههای این کشور. پیش آمده من گاهی رفتم یک کاروانسرای شاه عباسی وسط کویر در ورامین تشریف ببرید جای خوبی است در راهش هم که بروید کلی تابلوی کوچک زده به اسم معادن عجیب غریب و مختلف. البته من بیست، سی سال پیش رفتم الان نمی دانم هست یا نه معدن استرنسیم و من که برایم عجیب بود اسمش هم. آلومینیوم، مس، که حالا بماند. اینها همه در کشور ما است ولی اینها اصل سرمایه ی ما نیست سرمایه های ما مغزهای ما است، جوانان ما است، امیدها و آرزوهای ما است برای آینده مان. اما جوانان ما و افکار آنها بعضا در چنگال یک سیستم تار و پود عنکبوتی ناامیدسازی، گرفتار است. یک سیستمی که ما خودمان طراحی اش نکرده ایم هنوز سی و سه سال گذشته است هنوز هم ما طراحی‌اش نکرده ایم. بهره برداری کرده ایم از امکاناتی که بوده است و هنوز هم همه شما می دانید عده ای از عزیزانی که اینجا تشریف دارند به ما گفتند روی ارتباط با دانشگاه و صنعت کار کرده ایم به درد می خورد. گفتیم که حتما به درد می‌خورد. هنوز صنعتگران محترمی که ده سال پیش از این دانشگاه فارغ التحصیل شده اند شب می خوابند همه اش خواب می بینند که چطور یک راهی پیدا کنم که بروم یک چمدان پولی را باکشتی، یا سینه خیز یا با هواپیما ببریم آن طرف آب جنس ها یی را بخریم و بیاوریم به مردم بفروشیم. چند بار من که معلم شما هستم یکی از این صنعتگران آمده در اتاق من گفته آقا تو می توانی این را به جای خرید خارج برای من بسازی؟ تو می‌توانی یک بهترش را بیاوری؟ البته من در طول زندگی ام پیش آمده است که کارهای زیادی کرده ام. اکثراً از زور لابدی وقتی دیگر بیچارگی و بدبختی بوده قطعات و تجهیزات نمی داده اند و تحریم و فلان بوده است مثل حالا، پیش می آید و مقاطع زیادی بوده است ما الحمدلله آن وقت توانستیم استعداد خودمان را ، دوستانمان را، بچه های دیگر را به کار ببریم. کاری انجام بدهیم اما آیا باید همه اش همینطور باشد مثلا با توپ و تانک بزنند توی سرمان از مرزها حمله بکنند که آنوقت در کشور ما مسئولانمان ببینند که این جوانهایمان چه می کنند و چه کاری بلد هستند. ما شده ایم موجود نفت خور. ما نفت می فروشیم و می‌خوریم و بعد جنس از خارج وارد بکنیم خداحافظ شما. هر کسی برود خارج و هر کسی هم ایستاد بالاخره یک دلالی، کاسبی پیدا بکند. یکی از اساتید دانشگاه شریف به من گفت دانشجوی نمره اول المپیاد ریاضی را دیدم كه یک میز داشت در یک مغازه در آنجا داشت چراغ گاز می فروخت به او گفتم فلانی تو که مرغ باغ ملکوت بودی اینجا چه کار می کنی چرا بال و پرت ریخته است گفت زندگی ام باید بچرخد و من یک روایت شخصی خدمتتان عرض کردم بسیار، بسیار پروژه ها با امثال شما، بنده مفتخر بوده ام انجام داده ام در داخل کشور و خارج کشور. هنوز هم امیدوارم که قسمتی از تاریخ این دنیا را ما خواهیم نوشت ولی بلد نیستیم چطوری آن قسمت را در ایران بنویسیم. در خارجش را بنویسیم بلدیم، اینجا بلد نیستیم. البته باز اینقدر منصف هستم که وقتی نگاه می کنم به مدیران دولتی، به مدیران صنعتی، کسانی که پول و اقتصاد و صنعت کشور دستشان است، می‌دانید که ما تقریبا یک اقتصاد یک تریلیون دلاری هستیم هزار میلیارد دلار حجم اقتصاد ما است یک کم کمتر آمار رسمی ما است و بودجه ی مثلاً وزارت علوم ما در حد چند میلیارد دلار است. بودجه ی پژوهش ما در همان حدود مثلا نیم درصد است. حالا آمار یک کم بیشتر است. شماها با این نیم درصد بازی می کنید یا ما که معلم شما هستیم. پس آن 99درصد دیگر کجاست؟ ما همه ی عمر جمع گندم می کنیم، بعد از آنش گندم جمع آمده گم می کنیم. گرنه موش دزد در انبان توست، حاصل گندم چهل ساله کجاست. همین است بچه ها. من مطمئنم که می توانیم ما در مملکت خودمان کفن غریب زندگی نکنیم . صاحب کشور خودمان باشیم. دشمن ما چه کسی است؟ چرا شاید دشمن نادان، آدمهای جاسوس قسمتی از این خیانتها را انجام می دهند ولی این تصور ساده لوحانه است و فقط این جور نیست. همه ی این کسانی که این پولها را می برند، می دهند آن طرف برایشان محصول و ابتکار و ابداع انجام بشود بعد می‌آیند جنس آماده را به ما می دهند بعد ما هم خوشحال سوار آن می شویم، می پوشیم، می خوریم همه ی اینها خائن نیستند البته بعضی هایشان من به شدت معتقدم واقعا هستند. به من می گوید چرا تو مقاله‌ات را می روی از روی سایت برترین انجمن علمی دنیا مثلا آی تری پل ای در می آوری خوب ما هم دوست داریم برویم جنس هایمان را از بهترین یا ارزانترین منبع خارج بخریم مگر نباید به مصرف کننده جنس فلان و چنان بدهیم بعد می بینیم که این آدمها یک تفکری برای خودشان دارند و خیلی از امکانات کشور هم دستشان است و  آدم نمی تواند برود توی سرش بزند و بگوید فلان فلان شده تو خائن هستی باید بنشینیم قانعش کنیم تحلیل بیاوریم برایش بعد در نهایت او به من می‌گوید هیأت مدیره ام از من اینگونه می خواهد. تو چه می گویی؟ و بعد باید بروم هیأت مدیره اش را قانع کنم هیأت مدیره می گوید ما باید به سهامداران‌مان سود بدهیم پس یک سیستمی است که گویی طراحی شده است که نگذارد ما کار کنیم. پس ما چطور کار کنیم که بگذارد ما کار کنیم، بگذارد ما ثروتهایمان را استخراج کنیم. بچه ها می دانید می گویند از علائم ظهور حضرت مهدی صاحب زمان یکی این است که گنج های زمین بیرون می آید البته یک تعبیر دیگر هم دارد جوانان پانزده ساله مجتهد می‌شوند. اگر اجتهاد را تعبیر کلی کنیم شامل همه ی علوم و دانش هاست. من اینگونه می گویم یعنی شاید همین استعدادهایی که مال شماها است به ظهور می رسد استفاده می شود به بهره می نشیند و کشور ما بهره مند می شود از استعدادهای شما شاید آمادگی برای ظهور یعنی یک قسمتش یعنی همین، لذا می گوید هر کس از ظن خود شد یار من و از درون من نجست اسرار من. سر من از ناله من دور نیست، لیک چشم و گوش را آن نور نیست. بنده هم که اینجا خدمت شما هستم و صحبت می کنم کنگره هم عرض کردم جای رسمی نیست جای حرف و صحبت است. حرفهای من پای خودم است پای مرکز نیست شما هم همینطور اگر دوست داشتید تشریف آوردید یک ظرفی است که می توانید حرفی بزنید کسی هم دامنش را نگیرد البته بنده ضامن حرفهای خودم هستم ضامن حرفهای  شما هم هستم و باید باشم. ولی من اطمینان دارم به شما. اتفاقا در این مدتی که من افتخار داشتم و این مسئولیت را قبول کردم به چندین شهر کشور هم رفتم بهترین صحبت هایی که شنیدم برایم آموزنده بوده است، کمکم کرده است کارم را بهتر انجام بدهم عزیزانی بودند که من را نصیحت کردند از دید انتقاد، از دید اجرایی. قبول هر صحبت که ما این را مثل بچه های کوچک به زور به حلقمان فرو کنند که این کپسول خوب است برایت بخورید این آمپول را بزنید دست و پایش را بگیرید و بزنید. فیلم استاد شهریار را تلویزیون نشان می دهد آخر شب پخش می شود معمولاً من همان وقتها می رسم خانه و شام می خورم دیدم یک تکه هایی از آن را که چهار تا گردن کلفت که به آنها می‌گویند دلاک که همان سلمانی بوده است می گفتند می بریم شما را سلمانی دندانت را بکشیم. من یادم آمد آن وقت می گفتند دلاک، دلاک یعنی سلمانی و همه ی دندانکش ها و همه ی کارها را هم می کردند. چهار تا قلچماغ گرفتندش و او هم با انبردست افتاد به جان او که دندانش را بکشد و به اصطلاح این سیستم ما بود که دست و پا بسته و بی حسی و بی هوشی نبود که فرد خودش بنشیند روی صندلی و آرام بنشیند برای دندان پزشکی چهار تا قلچماغ باید فرد را می گرفت ولی حالا واقعا این طور نیست. در فلسفه می گویند بعضی افکار، تصورها، تصورش موجب تصدیقش می شود. یعنی اگر شما درست بفهمی داستان چیست می بینی که مال خودت است برای خودت است. گفتمان ما با شما این گونه است. اگر گرفتار نبودیم اگر بچه هایمان در معرض آتش نبودند، خانه هایشان بر سر سیل نبود، بنده صد سال اینجا نمی آمدم هزار تا کار واجب تر داشتم. آن بچه ها خود شما هستید. خیلی از شما را من ارتباط دارم وقتی آن طرف آب می روید. من با بچه ها صحبت می کنم چقدر شماها خوشحال هستید وقتی که حالا من عین جملات را می گویم وقتی مرغ و کباب را در زیر دندان تان داشته باشید ده هزار کیلومتر آن طرفتر ولی در فکر خانواده تان، پدرتان ، مادرتان، خاله تان، دوستتان، آشنایانتان و همبازی‌تان چه می کند چه کار می کند سرنوشتش چیست کارش چیست. ببینید بچه ها ما یک فرایند کیمیاگری لازم داریم آن هم به قول فرنگیها اینیبل کردن(Enable) قادر کردن، توان مند کردن فرمول طلا سازی ماست. فرمول طلا سازی ما چه چیزی است؟ همین جوانانی است که از دانشگاه می دهیم بیرون هر کس در هر زمینه ای که هست یاد گرفته است یک گوشه ای از این سرزمین را، نیازهای مردم این سرزمین را برطرف کند آباد کند اصلاح کند فشارش را بردارد. بنده این را فهمیدم که این حرکات مثلاً حالا یک عزیزی مثلاً یکدفعه پرسید آقا اصلاً الگویی در دنیا بوده است یا نه؟ حالا جوابش این بود که آقا نه تنها بوده است ما خودمان در سی سال گذشته تقریباً هر چی الگو بگویید را انجام داده ایم. الگوی شرقی، الگوی غربی، الگوی کمونیستی، الگوی امپریالیستی، الگوی کاپیتالیستی ترکیبش ده درصد، نود درصد یا نود درصد، ده درصد. صحبت کردیم همه اش را امتحان کردیم خوب چرا، چرا لابراتوار باشد یک جمعیت 50، 60، 70 میلیونی که آن زمان 36 میلیون بودیم خوب محل بحث و لابراتوار برای همین است، برای  فکر، بحث، صحبت، هم اندیشی تو سر همدیگر زدن از همدیگر انتقاد کردن سر همدیگر داد زدن یعنی آخرش چیزی از آن بیرون بیاید که سعیش، تلاشش، تجربه اش، سرتراشیش روی مردم نباشد سر خودمان را اول بتراشیم. ما خیلی جوان بودیم زیر پل سید خندان یک جایی بود آگهی آرایشگاه مجانی بود بعد خواستیم برویم بعد دیدیم اینها سر تراشی دارند سر ما را می‌تراشند بد جور می شود، نرفتیم ولی خیلی ها می رفتند. البته خوب سرتراشی یک جاهای خاصی می‌خواهد، یک محیط خاصی می خواهد. افرادی مثلاً یک بنده خدایی که می خواهد برود سر کارش معلم می‌رود سرکلاسش نمی رود سرش را بدهد بتراشند ولی شاید یک جوانی کم سن و سال باشد شاید اشکالی نداشته باشد. الگو یعنی این، یعنی بحث و جستجوی راه حل برای مسائل کلان کشور. حالا ما همین کنگره را داریم که اگر بتوانیم قانعتان بکنیم اگر دوست داشتید، اگر صلاح دیدید، اگر منفعت خودتان را به این دیدید، بیایید یک قسمتی از وقتتان را بگذارید و به قلمی به قدمی به صحبتی کمک کنید این آتش را خاموش کنیم این خانه را حداقل دورش  را کانالی، خاکریزی، جوبی از مسیر سیل برداریم. ایران خانه جوان ایرانی بشود. من انگیزه ام این است حقیقتش اگر دوست داشتید خوش آمدید به ما کمک کنید من عرضم تمام است.

 

ادامه سخنان آقای دکتر فخرایی بعد از استراحت:

من سعی می کنم من و یکی از همکارانم در کنگره در حد نیم ساعت توضیح می دهیم یک ساعت می‌گذاریم برای صحبت های خود شما. دوست داریم از خودتان بشنویم و نظرات خودتان را بفرمایید دوست داشتید کتبی دوست داشتید شفاهی. خوب الان می خواهم چه چیزی خدمتتان معرفی کنم ما برای اینکه دستمان برسد به بچه ها و به دانشجویان در سطح دانشگاه های تهران که شما تشریف دارید که شما هفته ی قبل هم جمعی از عزیزان بودند در دانشگاه های سایر شهرها غیر از تهران. می‌دانید نامه ای خدمتتان فرستادیم تقاضا کردیم که هر انجمن علمی حداقل دو نماینده اگر دوست داشتید هم بیشتر باز اشکالی ندارد معرفی بفرمایید این نمایندگان می شوند رابطین ما نمایندگان ما دستها و چشم های ما هستند که کمک می‌کنند به ما که به بچه ها برسیم. الان من این نیم ساعتی که می خواهم صحبت کنم فرضم براین است که شما عزیزان می خواهید تشریف ببرید در دانشکده تان، در گروه تان صحبتی بفرمایید بگویید مثلاً بچه ها یک همچنین امکانی هست هر کسی دوست داشت بیاید خوب برای اینکه این صحبت را بروید بکنید یک وسیله ای یک ابزاری باید دم دستتان باشد ابزار چه چیزی باشد صحبت یک آدم دانشگاهی در محیط کارش معمولاً پاورپوینتی آماده می کند همین پاورپوینتهای که ما فشرده اش را آنجا خدمتتان دادیم الان هم اینجا عرض می کنم من خدمتتان همه ی اینها هم روی وب پیج کنگره www.kpip.ir هست یعنی می توانید دانلود بفرمایید مجاز هستید به اسم خودتان استفاده کنید یعنی آنجا می روید یک پاورپوینت می گذارید استفاده می فرمایید. همین اولش را هم عرض می کنیم برای برگزاری جلسات ما مکاتبه کردیم که خواهش کردیم معاونین محترم فرهنگی دانشکده ها دانشگاه هایتان اتاقی به شما بدهند اگر خواستید نیم ساعت صحبت بکنید با دوستانتان، باز اگر مشکل داشتید با ما تماس بگیرید ما سعی می کنیم که حل کنیم. البته بعد که مثلاً برای فعالیت اعلامی و اطلاع‌رسانی برای یک به اصطلاح واقعه ی علمی ملی مورد نظر همه‌ی عزیزان به شما خیلی سخت بگیرند یا اذیت بکنند ما خودمان سعی می کنیم کمک کنیم اگر خواستید چیزی تکثیر کنید اگر خواستید در جلسه تان پذیرایی کنید ما باز پیش بینی کرده ایم که یک بودجه ای را در اختیارتان بگذاریم برای برگزاری جلسه. باز اگر خواستید جلسه‌ی بزرگتر بگیرید که احتیاج پیدا کردید برایتان سخنران دعوت کنیم آن را هم باز سخنران را اگر خودتان پیدا کردید که به اصطلاح مطالب مربوط به کنگره را بتوانند بفرمایند مثلاً چه کسی مثلاً همه ی این سخنرانان در این دو تا کتاب، کتابی که الان ما خدمتتان دادیم روی وب هم هست. روی وب هم مقاله به مقاله روی وبگاه کنگره تشریف ببرید پیدا می‌کنید دو تا کتاب را هر کدام از این سخنران‌ها را اگر قانع کردید بیایند و برایتان سخنرانی بکنند ما هزینه‌ی به اصطلاح شرکتشان را حضورشان را یا تشکر و قدردانی از ایشان را خدمتشان تقدیم می کنیم و بنابراین می توانید از طرف کنگره دعوت بفرمایید. و شما وکیل هستید ما هم چشم اگر شما بگویید این اشخاص باشند حتما خدمتشان هزینه ی ایاب و ذهاب و غیره و بعد حق الزحمه ی خدمتشان تقدیم می‌کنیم. یعنی با ما طرفند یعنی به ما بگویید فلان استاد را موافقت کرده اند بیایند برایتان صحبت کنند ما خدمتشان تماس می گیریم تشکر می کنیم و سایر مطالب را انجام می دهیم. برای پذیرایی و تکثیر و بنر هم اگر خواستید باز هزینه هایش را خدمت شما تقدیم می کنیم البته در حد دانشجویی. مثلاً حداکثر از جلسه چند صد نفر، ما دویست هزار تومان خدمتتان می دهیم. جلسات کوچکتر خوب کمتر برای پذیرایی و تبلیغات و اینها. پس این هم آنچه ما می توانیم انجام بدهیم اما پاورپوینتهایی که الان می خواهم خدمتتان سریع مرور کنم. اینجا شش تا پاورپوینت است یکی از آن هست معرفی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت و جایگاه جوانان کشور در تدوین آنها. همین که الان ملاحظه می کنید من فقط سریع مرور می کنم نمی خواهم وقتی روی آن بگذارم. حالا چون این یک مقداری هم خبری رسمیت پیدا می کند ممکن است در جمع دانشجویان دوست نداشته باشید. مثلاً یک مرکز رسمی راجع به آن اطلاع رسانی زیادی بکنید همین که خودتان شفاهی هم بگویید این مرکز الگوی اسلامی –ایرانی پیشرفت به دستور رهبری تشکیل شده که بچه ها بفهمند جدی است به اصطلاح شوخی کسی نداشته اینجا و ایشان واقعاً ضرورت کشور را در این دیده اند که این بحث ها انجام بشود توسط چه کسی توسط اندیشمندان کشور توسط اساتید و دانشجویان این یک چیزی است که شما دارید راجع به یک مأموریت پذیرفته شده ی قطعی در کشور صحبت می کنید. کسی دیگر از این مورد با شما بازی و شوخی نمی تواند بکند می توانید اعلام بفرمایید خودتان هم اینها را مطالعه بفرمایید. می گویید این مرکز چگونه است ما تمام تشکیلات مرکز هم اسلایدهای جناب آقای متقیان مفصل بود اینگونه نیست این یک مرکزی و این ها هم اندیشکده ها است اگر دوست داشتید از چارچوب این کنگره وارد این بحث ها ی فکری و حلقه های فکری و اندیشکده ها می توانید بشوید. البته باز اجباری نیست یا الزامی که حتما همه تان مثلاً اگر ده هزار نفر در سطح کشور علاقمند باشند وارد این مطالب فکری بشوند باید همه شان تشریف ببرند در این جا و بنشینند مقالات علمی بنویسند و کتابهای سنگین، سنگین بخوانند و ببینند نه. چیزی که ما مورد نظرمان است از کنگره این است که همین حرفهایی که الان زدید و می زنید بحث اینکه بچه های کشورمان جوانان کشورمان راجع به نیازهایشان، مشکلاتشان مطالبی که به فکرشان می رسد شروع کنند به تولید مطالب فکری و علمی و مطالب گفتمانی یعنی چه مثلاً ما یک فضایی می توانیم در خدمتتان قرار دهیم روی همین وب پیج کنگره که داریم مثلاً می گوییم که انجمن فیزیک یکی از دانشگاهها تشریف بیاورند آنجا یک فضایی در اختیارشان است نظرات دانشجویان شان را در آنجا بنویسند نظرات خودشان را بنویسند صحبتها و بحث را آنجا منعکس بفرمایند. حداکثر کاری که می کنیم این است که یک نظراتی که خیلی انتقاد تندی بود ما جوابی هم آنجا می پرسیم از یک استادی و آن زیر می گذاریم که مطالب بلاپاسخ نماند. پس توقعی که ما از شما داریم این است که مثلاً یک دانشمندانی باید باشد که اینجا تشریف  بیاورید و بنشینند و کار بکنید نه. آقا مثلاً من رشته ام طراحی مدار مجتمع است بله در صنعت کار کردم در کشور کار کردم در مطالب زیادی بوده ام خیلی هم ادعا می کنم که ایده دارم اما حوصله و وقتی که بروم در اندیشکده ای بنشینم مثلاً از صبح تا شب یک اندیشه ای بکنم ندارم خوب پس من باید چه کار کنم می توانم یک وب پیج درست بکنم می توانم یک نشریه درست کنم می توانم به اصطلاح یک جلسه راه بیاندازم با همکارانم با همکلاسی هایم صحبت کنم راجع به مطالب پس این نوع مطالبی است که ما کنگره را به خاطر آن را انداخته ایم و امیدواریم جوانان، عزیزان در آن فعال بشوند وبگاه بنویسند وبلاگ بنویسند نشریه مثلاً اگر نشریات دانشجویی اگر مایل باشند ویژه نامه ای برای بحث های مرتبط با الگو. حالا وقتی که می گویم الگو آن صحبتی که من خدمتتان داشتم یعنی چه یعنی ربطی به کارتان ربطی به شغلتان ربطی به استفاده از علمتان در جامعه در تخصصتان اینها، اینها یعنی الگو. اگر خواستید یک نشریه ویژه نامه ای بگذارید باز ما برای انتشار آن شماره ی خاص پشتیبانی از خدمتتان می کنیم از نظر امکانات مالی محدودی که در اختیار ما است. ولی قبل از این برای موضوع در اختیارتان قرار می دهیم. پس نوع فعالیتهای شما عرض کردم این نیست که همه تان الزاماً یا بتوانید اندیشه ورزی کنید یا خداحافظ ما کاری به کار شما نداریم نه. در هر سطحی بتوانید اظهار نظر جمع بندی نظرات برگزاری جلسات فراهم آوردن نظرات مطالعه منابعی که در خدمتتان گذاشتیم لطف بفرمایید یک نگاه بکنید منابع خوبی است روی آن زحمت کشیده شده است اندیشمندانی فکر کردند مقاله نوشتند از بین صدها مقاله اینها به اصطلاح انتخاب پیدا کرده است در محضر رهبری هم ارائه شده است بنابراین متونی است که ادعا نمی کنیم که تمام مطالب آن درست است و مستند است ولی به هرحال در حد عرضه وارائه بوده است و می توانید روی وبگاه می توانید ملاحظه اش کنید. بعد اما خود داستان کنگره چیست؟ کنگره هدفش این است زمینه سازی برای بروز خلاقیت و ابتکارات جوانان فرهیخته ی کشور. در چه زمینه ای، مثال من اگر رشته ام برق است در زمینه ی برق، بله آن وظیفه ی خودم است اما اینجا کاری که کنگره کمک می کند که من انجام بدهم در ترسیم آینده ی پیشرفته ایران اسلامی مثلاً نقش رشته ی من چیست؟ جایگاه رشته ی من چیست؟ رقابت پذیری کشور ما را اگر به رشته ای که من درس خوانده ام اگر به آن توجه بشود چگونه بالا می رود؟ اینها موضوعاتی است که به ما ربط دارد. ایجاد محیط گفتمان سازی و تبادل نظر در بین جوانان حول محور پیشرفت کشور است و وبلاگ و وب پیج و جلسه در این مورد هست، انتشار ویژه نامه هست و نظراتی، راه هایی که ممکن است خودتان ممکن است پیشنهاد دهید ما وظیفه مان است آن را حمایت کنیم. ظرفیت سازی برای مطالعه و اجرای الگو توسط نسل آینده ساز جامعه چون یک بحث اصلی هم این است، الگو را ممکن است پیرمردها در نوشتنش نقش اصلی را داشته باشند اما شما ها باید آنرا زندگی بکنید خوب اگردر آینده  یک چیزی از گلویتان پایین نمی تواند برود همین الان بفرمایید این جوری باید باشد آن جوری باید باشد مسائلش و مشکلاتش چه نکاتی را باید در نظر بگیرید که برازنده قبای تن شما باشد اینها را می توانید تشریف بیاورید و بفرمایید. اولین کنگره روزهای سوم و چهارم خرداد ماه برگزار می شود چهارشنبه و پنج شنبه در اردوگاه امام خمینی یک مجموعه ی به اصطلاح فرهنگی، ورزشی هست. یک سری ساختمان دارد و یک سری محوطه ی اردوگاهی و چادر مانند است که پیش بینی شده که در آنجا این برگزار بشود. برای خانمهای محترم فضا های اردوگاهی به صورت ساختمانی است برای آقایان به صورت چادرهایی که البته زیر آن زیرسازی شده است و برای استقرار چادر چارچوب فلزی است و مناسب است برای  نشستهایی که در هر زمینه ای اندیشمندان و اندیشه ورزان دور هم می نشینند و فکر می کنند و راه حل پیدا می کنند و نظایر اینها. سعی کردیم همچنین فضایی اینجا برای شما تداعی کند یک روز و دو روز ایزوله از مطالب روزمره ای که هست یک کمی منفک بشویم اقامت هم در آن شبانه روزی است. در این زمینه که به آینده ی همه ما مربوط است بیشتر فکر کنیم مخاطبانش را اینجا ذکر کردیم انجمنهای علمی، کانونهای فرهنگی، تشکلهای دانشجویی، کانونهای صنفی، نشریات، گروههای ورزشی هم می توانند تشریف بیاورند ودفاتر استانی بنیاد ملی نخبگان. خوب پیش بینی شده است که انجمنهای علمی دانشجویان محترمی که می خواهند شرکت کنند به ما معرفی  کنند چرا چون ما از آنها خواسته ایم بچه های انجمن های علمی را این وسط مرجع قرار دهیم. البته اگر کسی به ما مراجعه کند و بگوید آقا ما هیچ انجمنی را پیدا نکردیم رویه ی ما سخت گیری نیست و نبوده بعد ما به او یوزرنیم پس ورد که باید انجمنهای علمی به ما معرفی می کرد می دهیم. اما سعی ما این است که بچه ها را به سمت انجمن های علمی هدایت کنیم و کانالیزه بکنیم که به عبارتی انجمنهای علمی هم در این وسط معرفی بشوند و انشاءالله بچه ها با آنها ارتباطات بیشتری داشته باشند. سپس انجمنهای علمی ما نامه هایی که برایشان فرستادیم الان هم روی وب هست یک فرض است مثلا هر انجمن علمی می تواند اسم خودش را آن بالا بنویسد و بگوید که من این ده نفر بیست نفر را معرفی کرده ام و شما به آنها یوزرنیم و پس ورد را بدهید آن افراد هم فقط ایمیلشان را داشته باشیم که به آنها برگردانیم فکر کنم ایمیل و یک دو تا مشخصه دیگر که اینها با هم اشتباه نشود از هم قابل تفکیک باشد مثلاً اگر داشتیم علی احمدی چهار نفر این چهار نفر با هم اشتباه نشود. فکر می کنم که کد ملی آنها را پرسیده ایم. دریافت نام کاربری و رمز عبور را از طریق دبیرخانه کنگره با ایمیل به صورت الکترونیکی دیگر اشخاصی که این کلمه ی کاربری و رمز عبور را پیدا کنند می توانند وارد وبگاه بشوند و آثارشان را عرضه بکنند. محورهای اصلی کنگره اینجا ملاحظه می فرمایید از این نظر دسته بندی شده است که موضوعات مورد علاقه و مبتلابه جوانان کشور را مطرح کند و یک مقدار زیادی هم البته کلی هستند چون تجربه اول هستند فرض بر این است که این کنگره در طول سال حالا سالی دو بار پیش بینی خودمان است ولی حتی بیشتر بزگزار بشود یک سری جلسات پیش نشست و بعد از نشست هم داشته باشیم شبیه این جلساتی که خدمتتان عرض کردم که ما در حد برگزاری جلسات دانشجویی در خدمتتان هستیم حمایت کنیم. اما سه نوع اثر می تواند در کنگره تشریف بیاورد یک آثار هنری عزیزانی که مایلند یک آثار هنری داشته باشند یک نمایشگاه هم برای آثار هنری آن کنار خواهیم داشت مقالات علمی بچه هایی که در این زمینه سالها ممکن است کار کردند فکر کردند داریم بیشتر عزیزانی که دانشجویان تحصیلات تکمیلی هستند اما سایر عزیزان چون ما چهار میلیون دانشجو مخاطبمان است دوست داریم همه ی آنها تشریف بیاورند اینجوری گفتیم هر کس که فرصت کرد یک بعد از ظهری یک دو ساعت وقت بگذارد و حداقل مطالبی که ما روی همین وبگاه کنگره داریم که www.kpip.ir ملاحظه کنند و ببینند یک چند تا هم وبلینک هست که می توانند اظهار نظرهای دیگران را ببینند یک اظهار نظری بنویسند حالا یا خوب است یا بد است یا موافقم یا مخالفم که ما اینها را با کمک جمعی از به اصطلاح نمایندگان انجمنها و اساتید و داوری می کنیم اگر یک فکر مخالف پخته ای بود حتما از آن استفاده می کنیم اگر یک فکر موافق ناپخته ای بود احتمالا حتما از آن استفاده نخواهیم کرد. ولی خیلی هم رویه مان سخت گیری نیست فقط همین است که هر عزیزی همت کند قلم و کاغذ به دست بگیرد البته باید تایپ کند و چند خط تایپ کند و برای ما بفرستد می شود حداقل شرط ورود در کنگره دارد بعد هم ما از بین اینها مثلا اساتیدی که مسئول هر نشست هستند خدمتتان می دهیم آنهایی را که مناسب تر هستند و با روال برگزاری سازگار هستند یا خارج از مطلب نیستند را انتخاب می کنند پس عملاً همه ی عزیزان اگر کسی از شما پرسید که شرط شرکت در کنگره چیست بفرمایید که یک وب پیج است که نگاه کنید مطالب را یک مرور بکنید یک ساعت دو ساعت بعد اگر در مورد آن مطالب همان مطالبی که در کتابها می بینید یا در گفتمان ها یا در اظهار نظرها می بینید به نظر می رسد که چند خط بنویسی این می شود یک نوشتار کوتاه این نوشتار کوتاه می شود حداقل حضور در کنگره است ارسال هم تا نوزدهم وقت دارد یعنی الان پنج روز دیگر می توانید به صورت الکترونیکی بفرمایید. فایده اش چیست؟ فایده اش اگر که کسانی علاقمند بودند به این اندیشکده ها معرفی می شوند نظرات برگزیده را در برنامه های مرکز و برای مسئولین زیربط ارسال می کنیم یک مقدار هم اعطای لوح افتخار و جایزه و قدردانی داریم البته این نشست  دعوت مثل فعالیتهای قبلی خیلی زیاد نبوده شاید آنقدر در اینها خیلی برایتان یا آن جوایز خیلی برایتان محلی از اعراب پیدا نکند اما، ما انشاءالله وقتی آن ویژه نامه ها، نشریات، وبگاه ها، وبلاگ ها و بحث وگفتگوها راه افتاد مثلا ما به بهترین جلسه بحث و گفتگو یک جایزه ای انشاءالله برنامه مان هست که تقدیم کنیم بعد از این نشست اینها را اعلام خواهیم کرد که چگونه خواهد بود. من راجع به پنج تا پاورپوینت دیگر است که یکی راجع به کانونهای همکاری انجمنهای علمی است یک راهنمای تشکیل ستادها حالا ستاده ها باز به این معنی بوده است که عزیزانی از دانشگاهی چندین نفر معرفی شده اند که خواستند با هم همکاری کنند چه کار کنند که الان فرصت خیلی زیادی برای این کار نیست هر کدام شما خودتان با هم تنهایی با ما در ارتباط باشید ما هم در خدمتتان هستیم. مثلاً انجمنهای مختلف اینجا ملاحظه می کنید اگر با همدیگر چند نفر جمع شوند یک ستاد محلی دانشگاهی تشکیل می دادند بعد با ما ارتباط برقرار می کردند در دراز مدت کار راحت تر بود. اما حالا اگر هر کدام از شما با ما مستقیماً ارتباط برقرار کنید ما در خدمت شما هستیم و این اسلاید را خیلی در صحبتهایمان لازم نداریم اما از نظر اطلاع خودتان گذاشتیم. راهنمای همکاری باز همکاری بخواهید با ما بکنید چگونه می تواند باشد یک مشارکت در تهیه محتوی سخنرانی ها نشست و کار گروهها است که ما آن را فکری که ما شما توقع داریم اگر فرصت کردید در درازمدت به ما کمک کنید و دیگر همکاری در فعالیتهای برنامه ریزی و آماده سازی برگزاری کنگره تقریباً ما همه روزه بعد از ظهر عزیزان گاهی چند تا انجمن گاهی یک انجمن معمولا تشریف می آورند با آنها صحبت می کنیم و خواهش می کنیم که در دانشگاه هایشان، دانشکده هایشان در حدی که صلاح می دانند در حدی که امکان دارد برایشان اطلاع رسانی کنند از قبیل اطلاع رسانی و اعلام پوسترها و اینها ما و برگزاری نشستها یک سری اعلام کردیم که اینجا باز اسلاید و پاورپوینت آن را یک مطالعه می فرمایید و یک راهنمای مراجعه به سایت است ویک برنامه است این را من از همکارم جناب آقای الهیاری چون من زیاد حرف زدم سرتان را درد آوردم خواهش می کنم که برنامه ی نخستین کنگره و بعد هم نحوه ی استفاده از سایت را خدمتتان توضیح بدهند.

بالای صفحه

سخنان جناب آقای الهياري (معرفي برنامه هاي كنگره در روزهاي برگزاري و نحوه ثبت نام در سايت کنگره)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عرض می کنم خدمت شما عزیزان انشاءالله از برنامه های که از صبح تا الان برگزار شده استفاده ی کافی را برده باشید. توضیحات کلی را آقای دکتر فرمودند. من راجع به برنامه و استفاده از سایت چند جمله ای به اختصار خدمتتان عرض می کنم برنامه همانطور که آقای دکتر فرمودند کلی برنامه روزهای سوم و چهارم خرداد ماه انشاءالله برگزار خواهد شد دو روز آخر هفته است. این جدولی که شما ملاحظه می فرمایید کل برنامه های ما هست. برنامه ی ما از ساعت هفت و سی دقیقه روز سوم شروع می شود تا هشت و سی دقیقه در واقع ما فرایند پذیرش و ثبت نام و اینها را داریم البته ثبت نام را قبلاً شما انجام داده اید از طریق سایت منتها توزیع کارت و در واقع پکیج هایی که باید دریافت کنید را آن ساعت دریافت  خواهید کرد بعد از آن ساعت هشت و سی دقیقه تا ده ما برنامه ی افتتاحیه را داریم که آقای دکتر واعظ زاده و بقیه افرادی که برای سخنرانی هماهنگی شده برنامه شان را اینجا ارائه خواهند کرد ساعت ده تا ده و سی دقیقه پذیرایی پیش بینی شده است که به صورت موازی برنامه ی اینها برگزار می شود. عناوین در واقع موضوعات که در این سالنها بحث خواهد شد متناظر هست با آن محورهای کنگره یعنی شما قبلا ثبت نامی که کردید علاقمند به حضور در یکی از آن موضوعات بودید فرمی هم که برای ما پر کردید مشخص کردید آنجا موضوعاتی که می خواهید مطلب راجع به آن بفرستید چیست متناسب با آن سالنتان را انشاءالله انتخاب خواهید کرد و در آن برنامه حضور خواهید داشت منتها در آن غیر از آن ساعتی که در واقع برنامه ی مورد نظر شما برگزار می شود لازم است که شما در زمان ثبت نام مشخص کنید که در کدام سالن حضور پیدا خواهید کرد که کمک کنند به همکاران برگزاری برای اینکه پیش بینی های لازم را انجام بدهند. اینجا باز نشست دوم را هم آن روز اول شما ملاحظه می کنید نشستی است که بعد از ظهر برگزار می شود موضوعاتش مشخص است اینجا و مبانی و مؤلفه های پیشرفت حالا من یکی یکی بخوانم خدمتتان سالن دو کاهش وابستگی به نفت در اقتصاد ایران که موضوع بسیار مهمی است شاید بتوانیم بگوییم مهمترین دلیل در واقع عدم پیشرفت ما برای همین موضوع باشد. سالن سوم بیداری اسلامی و مسئولیت پذیری جوانان ایرانی. سالن چهارم اشتغال جوانان. ازدواج و تشکیل خانواده هم در سالن پنجم است. سعی شده است که موضوعات واقعا موضوعات مبتلابه جوانان و وضعیت حال جامعه باشد. در روز اول، ما در انتهای روز یک جنگ هنری هم پیش بینی کرده ایم که انشاءالله از برنامه های خوب هنری شما خواهید توانست که استفاده بکنید. روز دوم در واقع چهارم خرداد نشست اول ما اختصاص دارد به موضوعات شامل معنویت، تفکر وعلم در الگوی پیشرفت مدیریت منابع و امکانات توسعه، کار آفرینی، اقتصاد دانش بنیان، پایگاه اجتماعی و منزلت جوانان و مهارتهای زندگی همانطور که در سالن پنجم در واقع پیش بینی شده است. نشست دوم ما که در واقع ساعت یازده تا یک همان صبح پیش بینی شده است بحث های عدالت خواهی و نقش راهبردی رشته های مختلف علمی در پیشرفت اسلامی- ایرانی روی این موضوع در واقع می توانید خیلی حرف بزنید متناسب به رشته ی تخصصی خودتان می توانید برنامه های راهبردی را شما پیشنهاد بدهید که جای طرح این مباحث در این سالن و اینجا است. سالن سوم فرهنگ سیاسی و پیشرفت. سالن چهارم مهاجرت جوانان و در نهایت هم ساعت هفده تا هجده و پانزده دقیقه برنامه کنگره انشاءالله خاتمه پیدا خواهد کرد. برنامه ی هر سالن این گونه پیش بینی شده است که در هر زمینه در واقع علاوه بر آن دو ساعتی که برنامه است ابتدا اعضا پنل تخصصی یک صحبتی را خواهند کرد خیلی مختصر و مفید و بعد از آن مقالات برگزیده ی که افراد ثبت نام کرده اند و برای کنگره فرستاده اند مطرح می شود این مقالات قبل از این داوری خواهد شد و مقالات بهتر هم انتخاب خواهند شد بعد از مقالات برگزیده نوشتارهای کوتاه برگزیده ارائه می شوند باز افرادی که نوشتار کوتاه فرستادند و توسط داوری کنگره مشخص شده که اینها برتر هستند در یک زمانی ارائه خواهد شد و نهایتاً در انتهای هر پنل پرسش و پاسخ آزاد هست که در واقع دیدگاه های افراد آنجا مطرح بشود. چند نکته ای که لازم است به عرضتان برسانیم این است که یعنی لازم است قبل از اینکه شما در کنگره حضور پیدا کنید حتما فرایند ثبت نام را انجام بدهید آقای دکتر هم فرمودن که تا نوزدهم فرصت هست مطالبی را آنجا در واقع با زمینه ی تخصصی که می خواهید حضور پیدا کنید قبلش آپلود بکنید در وبگاه کنگره. و توصیه هم می کنیم که در واقع آن لینک هایی که در سایت کنگره وجود دارد و آنجا شما در واقع آن مطالب را ملاحظه می کنید که کتابهای آن هم در واقع در این پکیج هایی که امروز خدمت شما داده شده است آنجا هست کتابها را ملاحظه بفرمایید یک مروری داشته باشید که در واقع با کلیت مباحث مربوطه بیشتر آشنا بشوید که انشاءالله بیشتر بتوانید از مباحث کنگره استفاده بکنید یا دیدگاههای شما قابل  استفاده تر باشد. در زمان برگزاری کنگره حداقل شرایطی که عرض کردم اینکه با ادبیات موجود آشنا باشید و نوشته های کوتاهی هم برای ما بنویسید این در واقع کلیتی بود راجع به کل آن برنامه ای که انشاءالله پیش بینی شده که در روز سوم و چهارم خدمتتان باشیم و انشاءالله برگزار خواهد شد. اما این اسلاید دوم که خدمتتان خیلی سریع عرض بکنم البته آقای مهندس زارعی زحمت کشیدند تنظیم کردند و ارائه کرده اند و تشکر می کنیم از زحماتشان. وبگاه اینترنتی کنگره در واقع دو تا است البته مطالبی که فهرست وار عرض می شود سایت و الیکا و ثبت نام و بارگزاری اثر و مطالعات بیشتر را به عرضتان می رسانیم. کنگره پیشگامان پیشرفت سایت اختصاصی دارد تحت عنوان www.kpip.ir اینجا جایی است که شما می توانید وارد بشوید و مطالب را ملاحظه بفرمایید. سمت راست یک نوار ابزار دارد که آنجا بخش های مختلف این سایت را شما می بینید فراخوان ثبت نام، ثبت نام در کنگره و موارد دیگری که آنجا مشخص است و شما می توانید و می بینید بعد از اینکه وارد سایت بشوید. خوب فراخوان کنگره و پوستر و اینها را می توانید ببینید از سمت راست و دریافت بکنید. نحوه ثبت نام هم آقای دکتر توضیح دادند من سریع رد می شوم و انواع و اقسام فرمها و نحوه ی ثبت نامها آنجا کاملاً مشخص شده است محورهای کنگره را باز اینجا می توانید مشخص کنید. به نظر من ما اینجا شانزده محور اصلی داریم که در چهار تا دسته اصلی اینجا تقسیم بندی شده است باز آنجا می توانید محورها را ببینید توسط علاقه و تخصصی که دارید آنجا ثبت نام بکنید و علاقمند در شرکت باشید ستاد برگزاری کنگره را شما نشانی رشته را می بینید نشانی ایمیل و وبگاه و تلفن های و ایمیلها و همچنین نقشه ی راهنما در آنجا موجود است مخاطبان را که آقای دکتر فرمودن ما رد بشویم. و نکته ی بعدی هم که در واقع ثبت نام در سایت هست این ثبت نام در سایت یک لینک ما روی خود سایت گذاشتیم یعنی آنجا نوشته شده است ثبت نام در سایت کنگره آن را اگر شما لینک بکنید در واقع در این صفحه وارد می شوید اینجا که وارد شدید در واقع با یوزرنیم و پس وردی که به شما اختصاص داده شده است در سمت راست سایت می بینید یوزرنیم و پس وردتان را وارد کنید وارد سایت می شوید بعد که وارد سایت شدید در واقع آن بخش ثبت نام مشخص است وری آن کلیک کنید و می توانید فرایند ثبت نام را آنجا انجام دهید. شما به محض اینکه یوزرنیم و پس ورد را بزنید اینجا سیستم شما را می شناسد و در واقع با همان اسمی که برای شما است معرفی کردید خودتان را. بعد فرایند ثبت نام را باید کامل کنید. کامل کردن فرایند ثبت نام یک فرمی هست که باید پر کنید. یک سری فیلدهای خالی هست اینجا که نام و نام خانوادگی و غیره و ذالک که اینجا تکمیل می کنید. فرایند ثبت نامتان کامل می شود. راهنماهای مختلفی راجع به کار با سایت در نوار ابزار سمت راست مشخص است و می توانید استفاده بکنید بعد شما در مرحله ی ثبت نام برای اینکه بخواهید مقاله یا اثری را بارگذاری کنید باید یک فرمی را پر کنید که اینجا مشخص است یعنی در واقع صفحه را اینگونه ملاحظه می کنید برای شروع کلیک می کنید و دوباره تعداد نویسندگان آن مقاله و نوشتار کوتاه و محوری که می خواهید در آن زمینه مطلب بفرستید مسئله ای که هست و زبان مقالات که البته خوب فارسی است را اینجا انتخاب می کنید بعد کلمه ی تأیید را که شما بزنید در واقع این تأیید خواهد شد. البته بعد از این شما لازم است که عنوان مطلبتان را باز در صفحه ی بعد آن وارد بکنید بالا جایی است که عنوان اثرتان را می گذارید و پایین هم چکیده ی مطلبتان را بازرگذاری می کنید و می فرستید. باز اینجا هم فایل اثرتان کاملا مشخص است. نرم افزار خیلی User Friendly است و ساده این جور است که شما اصلا دچار ابهام نمی شوید کافی است که شما  فقط مطالعه کنید با دقت و جاهایی که لازم است پر کنید. اینجا هم جایی است که شما فایل تان را آپ لود می فرمایید و برای ما می فرستید. این برای ما ارسال خواهد شد و بعد برای اینک چک بکنید که که فرستادید یا نه اینجا در این صفحه ی مربوط به خودتان خود نرم افزار یک صفحه را برایتان درست می کند همه موارد صفحه ی مربوط به خودتان و مقاله تان را که چند مقاله فرستاده اید داوری آن به چه شکلی است اینجا هم وضعیت مقالات تان به چه شکلی است ببینید اگر سوال و ابهامی یا چیزی بود می توانید با دبیرخانه تماس بگیرید ایمیل بفرستید در خدمتتان هستیم انشاءالله انجام بشود.

بالای صفحه

صحبت‌هاي آقاي آرش حسني‌نژاد از دانشکده مدیریت پردیس قم دانشگاه تهران (لزوم تداوم كنگره و توجه بيشتر به حوزه هاي علوم انساني و عدم اتكاء صرف به انجمن هاي علمي)

من اول تشکر می کنم از آقایانی که صحبت کردند خصوصاً آقای دکتر که اینجا نشستند صحبتهایشان خیلی خوب بود. همیشه آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. خوب صحبتهایشان بردل من نشست. یک نکته ای بگویم اول اینکه قرار نبود من اینجا باشم جای یکی از دوستان آمدم ایشان دبیر دبیران انجمنهای علمی هستند. نشستی بوده در قزوین که آنجا تشریف دارند. من معمولا کارم در انجمنهای علمی مان کار علمی است سردبیر مجله هستم بیشتر در کار مقاله و از این جور چیزها. ولی امروز آمدم اینجا قصد هم داشتم زود فرار کنم و بروم فقط بیایم اینجا و اسمم باشد ولی خوشم آمد مجاب شدم که بنشینم و همکاری کنم انشاءالله من خدمت شما عرض می کنم که من همین جا می گویم تخصصم کار علمی است سردبیر مجله‌ی علمی هستم. هر کمکی که از دست من بر می آید با من تماس بگیرید شماره ام هست. صحبتی بود که قرار است نشریه ای راه بیافتد. نشریه ی علمی اگر این طور باشد من جداً مایل به همکاری هستم و از جان مایه خواهم گذاشت که انشاءالله ادامه داشته باشد این برنامه ها. حالا من یک سری سوال دارم یک سری صحبت هر موقع احساس کردید که من زیاد دارم صحبت می کنم بگویید که من قطع کنم. یکی از سؤالاتی که برای من پیش آمده است این است که سؤال کردند اگر ما آثاری ارسال نکردیم می توانیم شرکت بکنیم یا نه؟ من خودم یک سری مسائل داشتم که حالا کنفرانسهای مختلفی که در ایران برگزار شده است مثلاً دولت الکترونیک داشتم کار می کردم رفتم دنبال دبیرخانه شان دیدم دبیرخانه شان جمع شده است کلاً کنفرانس تعطیل شده است. انشاءالله امیدواریم که این برنامه هایی که شما گذاشتید از این قبیل برنامه ها نباشد. بعد اینکه الان شما چقدر مایلید به نقد وضعیت فعلی کشورمان هستید؟ چون وقتی از استاد سؤال می کنیم می خواهیم مقاله بنویسیم می گویند اگر مقاله شما نقد کردید کشور را یا نمی دانم بحث خاصی داشتید این را بفرستید برای اروپا یا بفرستید برای آمریکا اگر این را می خواهید بگویید همه چیز گل و بلبل است بفرستید ایران اینطوری راحت ترید مخصوصا برای کنفرانسها. حالا می خواستم ببینم شما رویکرد نقدی دارید یا نه؟

آقای متقیان:

نه در اینجا بر عکس است. عرض کنم خدمتتان که زیگزاگ حرکت کردن و به در و دیوار زدن را از خود مقام معظم رهبری و مقام کشور نیست و لازمه ی الگو هم همین است که جلوی اینها را بگیریم به طبع به در و دیوار زدن نقد لازم دارد.

در ادامه آرش حسنی نژاد:

بسیار خوب این خیلی خوب است. بعد آقای دکتر فرمودند ما هر چی الگو بوده در این سی ساله انجام داده‌ایم واقعاً درست می گویند. اگر کسی مدیریت دولتی خوانده باشد بدون هیچ الگویی واقعاً هیچ الگویی و مدلی نیست در دنیای شرق و غرب و آمریکا باشد و در ایران انجام نداده باشیم. خوشبختانه همه ی آنها هم به بن بست خوردیم یعنی یکی از یکی ناموفق تر بودند اکثر این موارد. پس واقعاً من فکر می کنم اگر یک الگویی ما خودمان بتوانیم ارائه بدهیم این مثبت است. بعد بحث دیگری که داشتم شما فرمودید عجله‌ای نداریم قبول دارم واقعاً این حرف درستی است که عجله نداریم ولی یک زمان بندی هم اگر ارائه بشود خیلی خوب است من زمان بندی ندیدم. البته شاید بوده من ندیدم یک زمان بندی اگر باشد مثلاً اگر سه سال دیگر می خواهیم کجا باشیم پنج سال دیگر کجا باشیم اگر قرار است ادامه پیدا کند ده سال دیگر ما جایگاه مان کجاست؟ احتیاج به زمان بندی داریم بدون زمان بندی هیچ کاری انجام نخواهد شد. عرض کنم حضورتان  بعد فرمودید یادم نمی آید کدام یک از عزیزان در صحبتهایشان گفتند ما دنبال مد نیستیم. اگر مطالعه کنید نظریه ی مختلف از لیبرالیسم و نمی دانم مدیریت دولتی و هر چیزی که بگویید یکی از عواملی که باعث پیشرفت شده همین مد کردن این قضیه بوده است. هر نظریه ای را بخوانید یکی از عوامل باعث همه گیر شدنش همین مد کردن است ما به جایی رسیدیم حتما باید نظریه مان را مد کنیم باید دنبال این باشیم همه راجع به آن صحبت بکنند وگرنه باز هم به جایی نخواهیم رسید.

آقای متقیان:

مد در این جا منظور تشریفات است یعنی در واقع یک چیزی مد شده است یعنی اینکه در واقع اول طرح شده یعنی هر چیزی در جامعه مثلاً به نام سال شاید طرف اصلاً به سال اعتقاد ندارد ولی اول صحبتش می‌گوید در سال فلان منظور اینکه مد نشود.

در ادامه آرش حسنی نژاد:

یک بحث دیگر این بود که همین هفته تهران باشگاه دانشجویان، برنامه بود. فکر می کنم این بحثی که امروز راه انداختیم بیشتر مربوط به علوم انسانی است. البته بیشتر و قطعاً در همه ی رشته های موضوعیت دارد ولی ما هزینه نمی کنیم در علوم انسانی. بچه های انجمنهای علمی فنی آمدند صحبت می کردند یا جای دیگر می گفتند ما پنج میلیون هزینه کردیم، ده میلیون هزینه کردیم مثلاً ده میلیون هزینه کردیم به ما نه میلیون دادند بعد من می بینم بودجه ی انجمن علمی یک در واقع رشته علوم انسانی سالی یک میلیون تومان است کلاً. خوب ما چطور انتظار داریم که بتوانیم در علوم انسانی پیشرفت کنیم هیچ وقت اتفاق نخواهد افتاد این یک بحث دیگر. و آقای دکتر فرمودند اطلاعات به روز استفاده کنند و ایشان رشته ی فنی بودند و دکتر لوکس آمدن و شب هم سؤال گرفتند در امتحان مطرح کردند ولی دانشجویان علوم انسانی، الان ما مدیریت می خوانیم هر جا می خواهیم برویم مقاله بخوانیم این اخ، آن جیز آن لیبرالیسم است آن کمونیسم است ما می ترسیم هر کاری که می خواهیم بکنیم اصلاً جرأت نداریم و به اندازه ی کافی رفرنس ایرانی نداریم. واقعاً ما در زمینه ی علوم انسانی من خودم رشته ام علوم انسانی به قدری ضعیف هستیم، به قدری ضعیف هستیم هیچ حرفی برای گفتن تا به امروز به آن شکل نداشتیم بعد می خواهیم از منابع خارجی استفاده کنیم همین جیزو اخه و دست نزنید و از این صحبتها. من یک موضوعی را بگویم من هنوز وارد دانشگاه نشده بودم داشتم رادیو گوش می کردم. آن موقع رادیو زیاد گوش می کردم. یک روز یکی از وزراء آقای رئیس جمهور داشتند صحبت می کردند راجع به فرار مغزها. از ایشان پرسیدند ایشان گفتند که فرار مغزها، فرار مغزها چه چیزی است هر کس دلش با ما نیست برود مغز چه کسی است رئیس جمهور و وزراء او و دیگران هستند. من آنجا واقعاً دلم گرفت واقعاً هر کس دلش با ما نیست برود؟ اینقدر راحت می‌خواهیم همه را از دست بدهیم همینطور که شما دانشگاه شریف را ببینید پنجاه نفر اولشان همه دنبال Apply هستند می خواهند فرار کنند از کشور کجا می خواهند؟ بروند بزرگترین دغدغه ی دانشجوی برق شریف این است که تافل گران شده دلار گران شده ما می خواهیم Apply کنیم برویم . ما باید پنجاه درصد بیشتر هزینه بگذاریم. این یک دغدغه ای بود که در دلم بود می خواستم بگویم. بعد یک مسئله ی دیگر لطفاً شما وابسته به انجمنهای علمی نباشید اینکه ما حتماً از طریق انجمن علمی و ... الان من خودم انجمن علمی پنج نفر هستیم، شش نفر هستیم سال دیگر در انجمن علمی نیستیم کنکور ارشد دادیم می خواهیم جدا شویم اگر شما وابسته به انجمن علمی باشید این یا هر نهاد خاص دیگری این رابطه تان قطع می شود با جوانها با خود شخص در ارتباط باشید من سال دیگر انجمن علمی نیستم ولی اگر واقعاً این حرفهایی که زدید حقیقت داشته باشد دوست دارم هر طور که شده باشد با شما همکاری بکنیم ولی از طریق انجمن علمی نه خودم. تمام می کنم. همیشه در درس ما می گویند روابط عمومی اینگونه است آن گونه است مثلاً می روید یک جا یک نشستی مثل این. خودتان را تابلو نکنید حرف دلتان را نزنید محافظه کار باشید. من هیچ موقع با این قضیه کنار نیامدم همیشه حرف دلم را زدم امیدوارم که ناراحت نشده باشید. با تشکر از همه بحثم را تمام می کنم.

آقای متقیان

از همکاری شما، ما استقبال می کنیم اگر دوستی در نشریه ای، گرافیک، هنر و هر موردی می خواهد کمک بکند بنده در خدمتتان هستم و استفاده خواهیم کرد. انشاءالله امروز بعد از ظهر هم در جلسه آقای دکتر حضور پیدا می کنند با همه ی نمایندگان انجمنهای علمی سراسر کشور صحبت خواهند داشت در آن جلسات هم امکانات و تواناییها را مطرح خواهند کرد از دست اندر کاران هم خواهند خواست که انشاءالله کمک کنند که بتوانیم انشاءالله استفاده ی بیشتری بکنیم. نکته ی دیگری که می خواستم عرض کنم حضورتان ما آماده ایم که به دانشگاه شما بیاییم اینکه عزیزان محبت کردند مراسمی گذاشتند دوستانی دعوت کرده اند دوستان من تشریف می آورند.

در ادامه آقای آرش حسنی نژاد:

من یک بحثی را سریع بگویم من در این مواردی که می دیدیم یک اشاره ای شده بود به بحث سلامت ولی من خواهش می کنم یک بحث تغذیه را جداً بگذارید همین آب معدنی که گذاشتید چرا کسی نمی خورد؟ الان هوا گرم است باید حداقل ده تا دوازده تا آب بخوریم چه کسی ادعا می تواند بکند که این کار را انجام می دهد یا در بحثهای دیگر می گوییم چرا ژاپنی ها اینطور هستند چرا آن طور هستند به خاطر غذایشان است اصلاً فرهنگ ما فرهنگ غلطی است غذا خوردن ما غلط است. الان ما اول دبستان بچه ها را می آوریم صندلی می چینیم نه تا صندلی ده نفر هر کسی نشیند باخته است. در ژاپن چه کار می کنند ده تا صندلی می‌گذارند دوازده نفر می گویند اگر یک نفر نتواند بنشیند همه تان با هم باختید چرا ما نباید این کار را بکنیم چرا ما نباید اینطور باشیم. یک بحث دیگر من سریع بگویم از این کاسه به آن کاسه می کنیم. در بحث بودجه، بودجه ی انجمنهای علمی را یک زمانی پول بسیج کم می آید می دهیم به بسیج به این طرف و آن طرف می دهیم برای نشستهای سیاسیمان هزینه می کنیم. یک نشست انتخاباتی محلی می خواهند بگذارند همه حاضرند پول بدهند همه کمک می کنند ولی چرا یک انجمن می خواهد یک برنامه ای برگزار کند هیچ اسپانسري وجود ندارد در این زمینه هم اگر یک مقدار لطفتان را بیشتر بکنید به کارهای علمی از شما تشکر می کنم.

آقای متقیان:

خواهش دیگری که داشتیم نشریات دانشجوها است در این بحث ورود پیدا خواهد کرد. خوب دعوت می کنم از برادر عزیزمان آقای سامان یوسف وند.

بالای صفحه

صحبت‌هاي آقاي سامان يوسف وند از دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (لزوم شناخت كامل نسبت به نيازمندي ها و مشاركت دادن نخبگان در تصميم گيري ها)

سلام عرض می کنم خدمت همه دوستان و دکترین محترمی که این کنگره را ترتیب دادند. من چند نکته ای بود که می خواستم خدمت عزیزان عرض کنم. با توجه به حوزه ی تخصصی خودم که جامعه شناسی توسعه می خوانم. موضوعاتی که اینجا مطرح شده در زمینه ی الگوهای توسعه ای بود یا همان الگوی پیشرفت که امروزه باب شده است. بحثی که هست اینکه دوستمان آمدند کامل نقد کردند موضوعات را اما ما باید از نگاهی که به نقد داریم نگاهی مثبت و منفی باشد یک نگاه دیالکتیکی داشته باشیم به موضوعات یعنی اینکه بتوانیم هم نکات مثبت و هم اینکه نکات منفی که در آن هست پیدا کنیم و در نهایت سنتزش را ارائه بدهیم. در همین جا در این الگوهای پیشرفت ایرانی- اسلامی که مطرح شده است بحث از نخبگان شده است که نخبگان علمی و دانشگاهی و نخبگان ابزاری یا سیاسی با همدیگر مشارکت داشته باشند و به یک اجماع نظر فکری و منطقی برسند و این کار هم با داشتن یک مبانی تئوریکی و نظر حاصل خواهد شد. این تئوریک و مبانی نظری ما در صورتی می توانیم به این نتیجه برسیم که در جامعه مان نسبت به تمام اقدام و هویتهایی که در جامعه است یک آگاهی و یک شناخت کاملی نسبت به نیازهایشان داشته باشیم. آن موقع است که ما می توانیم برایشان تصمیم گیری کنیم. تصمیم گیری فقط در حوزه ی نخبگان دولتی و نخبگان فکری ما نباید باشد. تصمیم گیری باید مشارکت محلی هم در آن باشد مردمان حتی روستائیان و شهروندان باید نیازهایشان را بفهمیم که چه می خواهند و توسعه را در چه چیزی می بینند نیازشان چیست آیا رضایت از زندگی یا اینکه نه چیزهایی غیر از این ها را مد نظرشان است. الگوی غربی را می خواهند بی‌ارزش شدن ارزشها را می خواهند چه چیزی مدنظرشان است برایشان اینگونه تصمیم بگیریم تصمیم‌گیری همه جانبه ای باشد نگاه ما نباید یک نگاه رشد محور، نگاهی اروپامدارانه باشد چرا که فرهنگ آنها یک چیزهایی خاصی می خواهد که فرهنگ اسلامی ما خواهان آن مسائل آنها نیست. الگوهایی که در کشورهای غربی به کار برده شده است الگوهایی بوده که در دهه ی شصت و هفتاد و هشتاد که الان سال 2000 اینها هستیم می بینیم که جواب نداده هر چند رشد اقتصادی داشته اند ولی مسائل اخلاقی همراه این مسائل بوده است رشد محور بوده اند الگوهای اروپا مدارانه بوده است. هویت معنایی دیگر پیدا کرده است هویت ما هویت ایرانی اسلامی است پس داشتن این هویت باید همراه باشد در آینده ما بایست سند چشم‌انداز داشته باشیم. سندی که بتواند طرح توسعه ی ما را به همه ی ما نشان بدهد این طرح جامعه ی توسعه باید با آگاهی انجام بشود ما به عنوان دانشجو نمی دانیم ده سال دیگر یا پنج سال دیگر چه آینده‌ای داریم. خوب این طرح جامع است یعنی اینکه ما باید شناخت داشته باشیم نسبت به این موضوعات. باید در انجام هر کاری آگاهی و شفافیت در کارها وجود داشته باشد. این جوری ما می توانیم به یک توسعه برسیم. کشورهای اروپایی رهیافتی که داشته اند رهیافت اروپا مدارانه بوده و رشد محور و تکنولوژی پیشرفت کرده انقلاب صنعتی شد ولی الان مشکل دارند مشکلات اخلاقی دارند. تقسیم کار انجام شده آنجا تکنولوژی پیشرفت کرد ولی نتوانستند به آن چیزی که مد نظرشان است برسند. الان می خواهند اخلاقیات را باب کنند فرهنگ شان این را دارد انجام می دهد و با مشکلات فزاینده ای روبرو هستند. ما باید نسبت به الگوهای آنها شناخت کامل داشته باشیم آن موقع می توانیم الگوهای آنها را نقد کنیم که بتوانیم یک توسعه ی همه جانبه داشته باشیم هم از لحاظ اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی. پس توجه کردن به نگاه و نظر نخبگان کفایت به نظر نمی کند بلکه باید دیدگاه و اندیشه ی آن روستا نشین ما آن شهروندی که سواد خواندن و نوشتن را ندارد باید نیاز سنجی بشود که چه نیازی دارد بر اساس آن نیازها ما بیاییم برایشان تصمیم گیری کنیم. حرف نخبه حرف خوبی است ولی درصورتی که شناخت کامل نسبت به جامعه ی خودش داشته باشد. کشورهای اروپایی را دیدیم که توسعه پیدا کردند. آن موقع می گفتند فرقه ای بود تحت عنوان کالون آمدند رویکردهایی را مطرح کردند گفتند که اگر کسی که می خواهد پیشرفت کند کسی که می خواهد بهشت را برای خودش بخرد در دوران قرون وسطی یک اندیشه ای داشتند که می گفتند بروید مثلاً با کشیشها و اینها پول بدهید زمین بدهید که بهشت را برای خودتان بخرید که در دوران قرون وسطی بود که هیچ گونه پیشرفت محلی و تکنولوژی اصلاً صورت نگرفت. در دوران رنسانس دیدیم که عقل گرایی حاکم شد. عقلانیتی که ما باید در جامعه مان نبودش را احساس کنیم ما باید عقلانیتی در جامعه حاکم کنیم که تمام تک تک افراد نگاه عاقلانه به موضوعات داشته باشند. نگاهی همراه با عینیت به دور از پیش داوری. نگاه ما به عنوان یک نگاه دانشجو نباید نگاه پیش داوری و بغض و یک نگاه شخصیت اقتدار نگر داشته باشیم بلکه باید تمام پیش داوریها را کنار بگذاریم که اگر توسعه می خواهیم اگر پیشرفت می خواهیم اگر می خواهیم سری میان سرها داشته باشیم اگر می خواهیم الگوی توسعه ای انتخاب کنیم پس باید شخصیت اقتدار نگر ما را کنار بگذاریم باید پیش داوریها را کنار بگذاریم نکات مثبت و منفی را داشته باشیم که بتوانیم یک سنتز یک رابطه ی دیالکتیکی بین مسائل ایجاد کنیم. این نکاتی بود که باید مطرح می کردم. گفتم خدمت عزیزان که کشورهای اروپایی از فرقه ی کالون استفاده کردند از اصولی که آنها مطرح کردند آنها کار را به عنوان تکلیف الهی یا همان کالون می دانستند کار را به عنوان یک نوع عبادت می دانستند که می توانستند که از این طریق توسعه پیدا کنند این یکی از مؤلفه های اصلی شان بود مؤلفه های دیگرشان این بود که بیایند علاوه برکار که به عنوان یک تکلیف  الهی آموزش را به عنوان عامل اساسی به آن تأکید کردند که بتوانند آن چیزی که می خواهند به آن برسند و یکی دیگر پس‌انداز بود این سه اصل بود که کشورهای سرمایه داری که الان سرمایه دارند و به عنوان الگو از آنها اسم می بریم این شرایط برای آنها مهیا شد که با این سه اصل توسعه پیدا کنند و نسبت به کشورهای ما در حال توسعه پیشرفت داشته باشند یک نگاه بالاسری به آنها داشته باشیم. دهه‌ی هفتاد مشکلات اخلاقی که گفتم ایجاد شد که الان دارند روی توسعه ی اجتماعی صحبت می کنند ما باید توسعه ای که ایجاد می کنیم نگاه به اجتماع، نگاه به اجتماع محلی و همینطور نسبت به مردمان ناتوانمان بیشتر توجه کنیم ما باید توانمند سازی و ظرفیت سازی اجتماعی ایجاد کنیم ما باید ساختارها و شخصیت خود فرد را متحول کنیم نیاز شخصیت محول ایرانی– اسلامی خودمان ما در قرآن کریم بارها تأکید شده است که نشانهایی از عبادت است بر پس‌انداز تأکید شده است بر آموزش تأکید شده بر یادگیری تأکید شده است ولی چرا در جامعه ی ما چنین چیزی اتفاق نیافتاده در کشورهای اروپایی باید این اتفاق بیافتد پس این نشان می دهد آن رهیافتی که اندیشمندان آنها مثل ماکس وبر، کارل مارکس و رهیافتهای لیبرالیسم، سوسیالیسم و ... اينها جوابی برای این سوال ما نیستند. ما همه ی این اصول را داشتیم کشورهای اروپایی هم این اصول را داشتند. ولی چرا آنها باید در حالت بالاسری ما قرار داشته باشند. خوب اینجا منتهی می شود به شخصیت، شخصیت خود ما، ما باید ایرانیها باید یک شخصیت متحولی داشته باشیم. عقلانیت را در سخن، در گفتار ما، در عمل ما باید حکم فرما باشد که آن موقع است که ما می توانیم یک تصمیم گیری عاقلانه بگیریم. من دیگر صحبتی ندارم. اگر سؤالی نسبت به مباحث من بود که در خدمتتان هستیم برای اینکه پاسخ دهم به شما.

بالای صفحه

صحبت های آقای احد رضايان از رشته روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس (لزوم ايجاد محرك ها و انگيزه هاي لازم براي حضور و مشاركت جوانان و همچنين توجه به اصل اعتماد متقابل بين نسل ها)

ضمن عرض خسته نباشید خدمت دوستان و اساتید محترم. یک پیشنهادی برای کنگره داشتم و یک مطلب. ابتدا پیشنهادم را مطرح می کنم بعد مطلبم را. از آنجایی که پنج سال سابقه ی انجمن دارم و الان هم دانشجوی کارشناسی ارشد هستم و خودم دبیر انجمن روابط بین الملل هستم چهار سال هم در انجمن بودم احساس می کنم که در کنگره نیاز به محرکهایی داریم که تشویق کننده ی دانشجویان در مقاطع مختلف باشد که بتوانیم اینها را به کنگره علاقمند کنیم. صرف امیدوار بودن ما به احساس مسئولیت دوستان و دانشجویان و اقشار مختلف نمی‌تواند کنگره را در آن حدی که لازم است به پیش ببرد. بنابراین به محرکهایی نیاز داریم. محرکهایی که بخواهد از لحاظ تصور دوستان را تشویق بکند که چه از لحاظ چاپ مقالات چاپ مطالب امتیازی که اینها می توانند در مراکز مختلف داشته باشند. بنابراین اعضای محترم کنگره به این نکته توجه کنند ما صرفا بر اساس مسئولیت دوستان نمی توانیم هیچ عملکرد موفقی داشته باشیم. مطلبی که می خواهم بگویم به نظر من مهمترین مؤلفه ای که الگوی پیشرفت اسلامی- ایرانی باید در مورد آن صحبت کند مؤلفه ی اعتماد است من این اعتماد را اعتماد بین نسلی یعنی بین دو تا نسل، نسلی که بر فرض مثال همراه با یک نسل عوض بشود ما باید یک اعتماد بین نسلی و یک اعتمادی در بین افراد یک نسل داشته باشیم بر همین اساس همین مطلبی هم که می خواهیم برای کنگره آماده کنیم ما باید یک فضای درستی را در جامعه ترسیم کنیم. ما به عنوان یکی از صد و نود و هشت واحد سیاسی شناخته شده در جهان کشوری هستیم که تعدادی دوست داریم و تعدادی دشمن داریم. و از قرار معلوم تعداد دشمنان و فشارهای بین المللی بر روی کشور ما بیش از حد نسبت به کشورها است. بر همین اساس ما معتقدیم که کشور ما ملت ما تحت فشار بین المللی هستند. دولت از دوطرف تحت فشار است. من می خواهم این را ربط به اصل اعتمادی که در ابتدای صحبتم گفتم بدهم. چرا الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت می بایست اصل اعتماد را مخصوصاً در بین جوانان با نسل های گذشته داشته باشد که ما بتوانیم اصلاً فلسفه ی تشکیل چنین کنگره‌هایی را داشته باشیم. اگر قرار است دانشجویان، جوانان مبنای اصلی این کنگره ها باشند نیازمند این هستیم نقش جوان، جایگاه جوان در کنگره ها مشخص بشود. بر همین اساس ما یک چار چوب مشخصی را تعریف می کنیم و می گوییم که کشوری داریم که در این کشور ما دولتی داریم که جوانان حامی دولتشان و حامی ملتشان هستند این را به عنوان مفروض در نظر می گیریم و معتقد هستیم که فشارها دولت از دو طرف تحت فشار است از طرف فشارهای بین المللی و فشارهای داخلی که فشار اقتصادی و فشار ملت به دولت است. بر همین اساس ما معتقد هستیم که باید یک سیاست داشته باشیم در عرصه ی روابط بین الملل و درعرصه ی داخلی در عرصه‌ی داخلی سیاست ما باید در اتحاد بین افراد باشد یعنی ما تا زمانی که نتوانستیم اتحاد داشته باشیم. حالا می خواهم این بحث اتحاد را به جایگاه جوانان مرتبط کنم. ما این اتحاد را نیاز داریم که حداقل بتوانیم در برابر این همه فشار در برابر این همه هجمه‌ها بتوانیم که مقاومت کنیم پس این اتحاد را نیاز داریم. اصل مهم اتحاد اعتماد متقابل است حالا ما این اعتقاد متقابل را در دو بعد تعریف می کنیم. اعتماد و بین افراد یک نسل و اعتماد بین نسل ما متاسفانه بحثی که وجود دارد و من احساس می کنم که کنگره در محول این تأکید کند این است که یک گسست بین نسل ها به وجود آمده است یک گسستی را ما شاهد هستیم که بین نسل ها به وجود آمده است اما چه شاخصی داریم برای اثبات این سخن مان چگونه می توانیم این گسست را پیدا کردیم که بین دو نسل قبل بین نسل پیشین و نسل فعلی که جوانان هستند و می بایست اهداف کنگره را پیش ببرند بایست از حجمه ی فشارها بکاهند. این جوانان امروز موظف شدند که بتوانند تولید داشته باشند. خوب شاخصی داریم شاخصی که ما می خواهیم از آن استفاده کنیم شاخص جایگزینی است. درست است که رشته ی خودم روابط بین الملل است ولی در عرصه ی کلان مدیریتی کشورهای دیگر ما شاهد هستیم که کشورهای دیگر چه معیارهای دیگری را دارند رعایت می کنند تا بتوانند به آن اصل اعتماد بین نسل ها برسند تا از این اصل اعتماد که بین نسل ها برقرار می شود بتوانند در راستای پیشرفت خودشان استفاده بکنند. حالا نیاز هم نیست ما یک پیشرفت خاص را تعریف کنیم. پیشرفت می تواند در عرصه های مختلف الگویی بشود از کشورهای دیگری اما این اصل، اصل جایگزینی است. منظور ما چیست ما رد مطالعات که در کشورهای دیگر داشتیم دیدیم که جوانان در سن های متناسبی توانسته اند سمت های مهم سازمانی و سمت های که جوانان احساس اعتماد به نفس و غرور و احساس مسئولیت پذیری داده است را داده اند. پس در نهایت متأسفانه جوانانی که هستند و نمی توانند از این سمتها برای نشان دادن استعداد خودشان استفاده بکنند به نسبت خیلی متفاوت از عرصه ی بین المللی است. ما حالا به صورت مقاله وار در کنفرانس بیان می کنیم ولی در نهایت به این نتیجه رسیدیم که طی این مقطع زمانی هم که بخواهیم مورد بررسی قرار دهیم. دیدیم که در این سی سال متأسفانه گرایش به اعتماد به جوانان پایین بوده است. الان شما را ما می خواهید ما این کار را بکنیم به روی چشم ما کشور خودمان را با جان و دل دوست داریم و دوست داریم که کشورمان پیشرفت بدهیم خودمان پیشرفت کنیم رفاه داشته باشیم اما می بایست که یک اعتمادی نسبت به ما داشته باشید. اصل اعتماد شما این است که من در سن 25سالگی 26 سالگی 27 سالگی  هستم احساس می کنم از هر لحاظ مفید باشیم. کسی هستم که مثلا چند سال زندگی ام را گذاشته ام، مطالعه کنم، تحقیق که الان یک فضایی ترسیم بشود یک موقعیتی به قولی من بتوانم استعدادهای خودم و همه ی دوستان بتوانند همه ی استعداد های خودشان را نشان بدهند یا نه. بنابراین احساس می کنم کنگره قبل از اینکه به این مسائلی که تعریف کرده كه اکثراً مسائل تخصصی هستند به این بپردازد که ما چقدر از این نیروهایی که جمع کرده‌ایم و می خواهیم از آنها استفاد بکنیم چقدر به آنها اعتماد داریم چقدر حاضریم که همین امروز در سمت‌های مختلف از اینها بخواهیم با ما فعالیت کنند.

بالای صفحه

صحبت‌هاي آقاي ميثم كرشي از دانشکده فنی دانشگاه تهران (ارائه نقطه نظرات در خصوص نیاز یا عدم نیاز به تدوین الگو)

با عرض سلام خدمت حضار محترم و تشکر از اینکه این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند. حالا دوستان که تشریف آوردند اغلب رشته های علوم انسانی بودند و ما استفاده کردیم و ما هم وظیفه دانستیم به عنوان یک دانشجوی فنی بیایم اینجا و یک سری دغدغه هایشان شاید هزینه ی تافل باشد وApply  ولی من می‌گویم نه اینگونه نیست ولی البته دیدشان انتقادی بود خیلی روی آن بحثی نیست. ولی نه اینطور نیست بچه های فنی خیلی دغدغه مند هستند در زمینه های علمی و پژوهشی و صنعتی کشور کما اینکه حالا ما فعالیتهایی که داشتیم حالا توفیق شد به عنوان یک دانشجو در زمینه های انجمن های علمی سر دبیری نشریه علمی دبیر مطالعات دبیرخانه ی علمی حالا چند سالی مطالعه  و کار می کردیم با بچه ها مشکلات مربوط به دانشکده را بررسی می کردیم. دیدیم مشکلات یکی دو تا هم نیست و مشکل اصلی ما هم نبود الگو نیست مشکل اصلی ما نبود قدرت اجرایی است. یعنی اینکه من بیایم اینجا بحث کنم کما اینکه این مشکلات بحث شده هیچ الگوی اجرایی وجود ندارد. کما اینکه خود اساتید دانشکده های فنی هم می‌نالیدند. حالا امسال هم سال تولید ملی هست ولی جنس های خارجی وارد می کنند به اسم کالاهای ایرانی دارند می فروشند و این نبود اعتماد و قدرت اجرایی است که به نظر من مشکل اصلی است نه بحث اساسي و مطالعاتي. حالا یک سری بحث هایی فرهنگی بود در دانشگاه به بحث جو نادرست فرهنگی که اغلب از طریق اصول و ظوابط حاکم بر دانشگاه دیکته می شود و همچنین رویکرد اساتید نسبت به دانشجویان که برخوردی نمره گرا دارند و مقاله و اینها برای اساتید و دانشجویان وقتی الزام می شود خوب این وقتی در رشته های فنی یک جو غیر اسلامی و ایرانی را تقریباً دیکته می کند و قطعاً در جریان هستید که هر موضوعی پذيرفته نمی شود برای مقالات موضوعاتی که در رده ی تاپ علمی هستند و اغلب هم شاید نیاز کشور ما نباشد نیاز کشورهای دیگر باشند و آنها خودشان اکسب (پذيرفته) می کنند در نتیجه چنین شرایطی خیلی بحث مهاجرت بحث غیر منتظره ای نیست بحث پوشش و شاید فرهنگ در دانشگاه بحث غیر منتظره ای نیست کما اینکه همه الگوهای غربی شده است خوب این هم الگو شده است. بحثها دیگر هم هست بحث اشتغال است بحث ارتباط دانشگاه و صنعت است که البته یک سری کارها شده چون من خودم دبیرخانه ی چند همایش علمی و صنعتی بودم یک سری کارهایی شده ولی کارهای خیلی تاپ و اساسی نشده است که حالا اگر اینجا تصمیمی قرار گرفته بشود. حالا ما سعی می کنیم در زمینه ی فعالیت های دانشجویی پیرو بازنشته شده ایم ولی باز اگر توفیق بود فرصتی بود در خدمت بودیم حالا چه بودیم و چه نبودیم یک سری الگوهایی در آخر جمع بندی شد حالا اجرایی بشود. چون مشکل اصلی ما در کار اجرایی است نه خیلی کار فرهنگی و کار انسانی و این صحبتها. حالا من یک صحبت دیگری هم بود که انشاءالله می خواهم دعوت بکنم از آقای دکتر فخرایی بیست و ششم اگر اشتباه نکنم یک همایش است در دانشکده اگر ایشان دوست داشتند تشریف بیاورند می توانیم هماهنگ بکنیم زمان بندی را و ایشان راجع به الگو یک صحبتی بفرمایند و دانشجویان دانشکده هم در جریان کار قرار بگیرند.

بالای صفحه

صحبت هاي خانم سمانه تركيان از دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا (لزوم توجه به مشكلات مالي و حمايتي از دانشجويان برخي دانشگاه ها همچون دانشگاه الزهرا(س))

با سلام و درود خدمت عزیزانی که امروز این جا دور هم جمع شدید بنده سمانه ترکيان هستم از دانشگاه الزهرا دبیر دو تا انجمن و نماینده ی دانشکده‌ی اللهیات حالا جالب اینکه رشته‌ی خودم الهیات و دبیر انجمن دومی که هستم مخترعین انجمنی که برای اولین بار به عنوان انجمن مخترعین به عنوان یک دانشگاه تک جنسیتی آن هم دختران است افتتاح شد. اصل حرفم با این که آقای دکتر ما مشکلاتمان بر می گردد یک مرحله اش به بودجه یک مرحله اش به عدم حمایت. انجمن مخترعین پاییز 89 افتتاح شده با کلی شور و شوق و انگیزه متأسفانه الان که یک سال ونیم از افتتاح این انجمن می گذرد بچه ها همه بی هدف شده اند فقط می آیند و ایده مطرح می کنند آن هم چه ایده ای. برای ما متأسفانه از کشورهای خارجی میل می زنند و دعوت می کنند برای شرکت در مسابقاتشان و یا همایشهایشان و یا اینکه تحصیل در دانشگاه‌هایشان. اما چرا ما نباید کشور ما به دانشجوها بهاء بدهند مخصوصاً دانشجویان دختر. ما داخل دانشگاه‌مان رشته‌های فنی و مهندسی خیلی کم داریم اما برای تحقیقات روی حوزه ی فنی و مهندسی متأسفانه استادی نداریم که بخواهند کمکمان بکند. من امیدوارم همه ی حرفهایی که اینجا زده شده همه ی آن در حیطه یک وعده نباشد. انشاءالله که همه عمل باشد. چون ما الان هر چی دیدیم متأسفانه همه ش وعده بوده است. ما را دعوت کردند به ما کلی وعده دادند گفتند ما این کار را برایتان می کنیم حالا جسارت نباشد خدمتتان در خود دانشگاه همکاری درست اما دانشگاه ما متأسفانه یک کاری می خواهیم انجام بدهیم اینقدر مرحله به مرحله است که پشیمان می شویم از انجام دادن کار. فقط تقاضا دارم رابطه ی مسئولین خیلی نزدیکتر بشود به همدیگر و اینکه با دانشجویان تعامل بیشتری داشته باشند یک کم بیشتر بها بدهند به حرف دانشجو مخصوصاً دانشجویان دختر. چون دانشجویان دختر حرف برای گفتن زیاد دارند حتی بیشتر از آقایان. جسارت نباشد خدمت آقایان. ما حرف برای زدن زیاد داریم فقط نیاز داریم به کسی که پشتیبان ما باشد و یک حمایت جدی و کامل از ما بکند. بعد هم که دانشجویان علوم انسانی معتقدند که خیلی جای پیشرفت در رشته آنها است اما متأسفانه تا کجا می توانند پیش بروند در دانشگاه زیاد به آنها بها داده نمی شود زیاد به آنها بودجه نمی دهند زیاد به کارشان کاری ندارند. به آنها می گویند شما آخر می خواهید به کجا برسید متأسفانه این امر را ما داریم. من تمام حرفهایم متأسفانه شد و اینکه دل پری بچه های دانشگاه ما دارند. من امیدوارم مثل بچه‌های دانشگاه تهران که اینقدر به آنها رسیدگی می شود به سایر دانشگاه ها هم رسیدگی بشود علی الخصوص الزهرایی‌ها.

بالای صفحه

صحبت هاي آقای وحید حیاتی از دانشگاه علامه طباطبایی (لزوم توجه به نقاط قوت و ضعف خود و ديگران در اظهار نظرات، لزوم نظريه پردازي و بومي سازي علوم و كاربردي كردن آنها)

سلام عرض می کنم خدمت همه ی حضار من معذرت می خواهم اول یک مقدار سرما خوردم صدایم گرفته است. یک چیزی اینجا نوشتید مرکز الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت. این الگو از اول ابتدایی که ما آمدیم فهمیدیم جریان چه چیزی است درس چیست بوده در زندگی ما. آقا الگو چیست می خواهید به کجا برسید می خواهید جا پای چه کسی بگذارید. الان رسیدیم به اینجا این تاریخ الان آمدیم رسیدیم به الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت. من می خواهم یک چیزی بگویم بدتان نیاید این را هر جا گفتم دوستان گفتند تو این طرفی هستی یا آن طرفی؟ ملی هستی یا غیر ملی؟ همه ی شما بلااستثناء دارید به تاریختان افتخار می‌کنید به الگوهای تاریخی تان. می خواهم این را بگویم بروم سراغ الگو از کجا آب می خورد این قضیه. بحث هوش ایرانی را شنیدید آقا در این تلویزیون ما، در این رسانه ی ما، در این دانشگاه ما گیر داده‌اند که هوش ایرانی هوش برتر جهان، بعد هم غرب هیچی نیست ولی غرب یک چیز دیگری هم دارد و پشتکار است. یکی آن بالا هست چون همه ی انسانها را هم به یک شکل آفریده است که برای همه هم یک هوشی قائل شده است اینکه نمی دانم ایرانی برترین هوش دنیاست ژاپني‌ها کم هوش‌ترین هستند ولی پیشرفت کردند همیشه در فرهنگ ما بوده است همیشه در جمع داریم می گوییم. بالاخص اساتید ما. هوش ما ایرانی اینجوری بوده ولی ژاپنی ها آدمهای کم هوشی هستند ولی پشتکار دارند. خودمان را زیاد بالا نگیریم ما هم انسانیم ولی حالا اینکه هویت ملی‌مان را خیلی بیش از حد دوست داریم آدمهای ملی گرایی هستیم، یک چیز خیلی خوب است ولی باعث شده یک چیزهایی را الگو قرار بدهیم به عنوان الگو همین بحث هوش ایرانی و این گونه موارد. ببینید اکثر اساتید ی که اینجا معرفی کردید حالا که داریم بحث می کنیم راجع به الگو، در غرب درس خواندند. اعتبار خیلی هایشان به این است. می خواهم این را بگویم ما وقتی خودمان را کم می بینیم از یک طرف داریم بالا می بینیم هوش اینگونه است آنگونه است اصلاً با هم متناقض است. ما الان داریم بحث الگو می کنیم می گوییم الگوهای غربی ضد اخلاق است. معذرت می خواهم مگر فقط اخلاق است بعد هم چه کسی گفته است که اخلاق آنجا صرفا فقط مرده تمام شده و رفته. این چیزی است که ما فقط داریم یک بخش آن را می بینیم. بیایید همه بخشها را ببینیم. یک زمانی نمی دانم نظریه ی جنسیتی شاید داروین را شنیدید می گفت آزادی، بگذارید ملت از یک سری سلسله مراتب بیایند بالاتر این کار را کردند پیشرفت کردند ما هم می گوییم اخلاق مورد قبول وی الگوهای فرهنگی آنها این را نمی گوید آنها می گویند اخلاق ما از اول این بوده است. ولی اخلاق ما یک جور دیگر بوده است ولی دارد تغییر می کند در دانشگاه هایمان این الگوی اسلامی چیست الگوی اسلامی این است که ما بیاییم تفکیک جنسیت بکنیم در دانشگاه هایمان، مگر ما نمی توانیم سر یک کلاس بنشینیم و به حرف استاد گوش کنیم. باید خانم جدا باشد آقا جدا باشد، بعد ظرفیت آن را هم نداریم؟ الگوی غربی الگوهای علمی هم هستند. ببینید در تاریخ مان همیشه می گوییم اروپا و آمریکا فرزند ناخلف آسیا هستند علم را از اینجا به یغما برده اند داخل غار می نشستند. اینها گذشت رفت. ما حداقل پنجاه سال از آنها عقب تریم. باید قبول کنیم یک چیزهایی را آدم باید قبول کند تا بتواند از آن رد بشود باید انتقاد را اول به خودمان بکنیم نه به غرب. ما چرا عقب افتادیم ما این را نمی خواهیم قبول کنیم همیشه آمده ایم همان بحث ایرانی را کشیده ایم وسط. ما اینطور کردیم درصد هوشمان هزار برابر جهانی بود. آمار و ارقام نشان می دهد علم شاید پیشرفت کرده ما شاید از لحاظ تئوری داریم می رویم جلو چقدر این تئوریهای ما بچه فنی و مهندسی ما آمدند در آزمایشگاهها این همه اختراع کردند آزمایش کردند آزمایشگاه تشکیلات چقدرشان واقعا رفت کاربردی شده در جامعه ی ما به ثمر نشست. کشور هند را نگاه کنید الگویش را چه کسی قرار داده است. الگویی که برای آنها بوده همان بوده است ما نمی توانیم بگوییم اخلاق مرده حالا یک بخشی هم آره شاید به فساد بیش از حد کشیده شده است اما در جامعه ی ما هم هست باید دو طرفه ببینید. این بحث پشتکار غرب و هوش ایرانی را جدی بگیریم و الگو هم صرفاً اخلاق نیست. ما وقتی یکی آمده پنجاه سال پیش یک نظریه ای داده است. در جامعه اش اجرا کرده است. موفق یا غیر موفق علم است. علم دیگر اسلامی و غیر اسلامی نمی شناسد آقا قاعده فیزیک و شیمی همه جای دنیا یک چیز است بعضی از قوانین مدیریت آقا اگر تو این کار را بکنید. یک بحثی هست ما از اول داریم می خوانیم بوروکراسی بحث بوروکراسی سی سال، چهل سال نظریه اش داده شده است انجام شده است موفق شده است بعد هم خراب شده رفته الان در جامعه ی ما هنوز کتابهای درسی ما همین را می گوید می خواهم این را بگویم ما بیاییم اول نظریه پردازی کنیم. ما وقتی نظریه پرداز در زمینه ی مدیریت نداریم چه چیزی را می خواهیم اسلامی کنیم؟ بحث این است علومی که داریم به شیوه ای اجرا کنیم که اسلامی یعنی عدالت و توسعه و احترام و عزت و این چیزها که بیشتر نیست بحث این است که علومی داریم بیاوریم در همین عزت و احترام، جامعه کاربردی کنیم وگرنه علم همه جای دنیا یک چیز است تغییر هم نمی کند وقتی که می گوید بوروکراسی این است، شما نمی توانید بگوييد اسلامی آن، این است. بوروکراسی نمی دانم یعنی اینکه سلسله مراتب اداری کارهای سخت جامعه ی ما هست این را قبول کردیم ولی نمی خواهیم از آن گذر کنیم. ما بیاییم بعضی از علوم را بیاییم وارد کنیم بومی سازی کنیم نمی خواهد ما بنشینیم دوباره نظریه پردازی بکنیم چیزی که پنجاه سال قبل گفته شده است دوباره یک نفر بیاید از اول بگوید این اسلامی اش است. بیاوریم بعضی از علوم را بومی سازی کنیم مطابق فرهنگ خودمان بعد بیاییم کاربردیش کنیم. این فکر کنم خیلی بهتر باشد تا اینکه بعضی چیزها را کلاً نادیده بگیریم بخواهیم از اول شروع کنیم. حالا یکی یک قاعده ی فیزیکی یا مدیریتی را داده و بگوییم این الگو چیزهایی متنوع و مختلفی در کشور ما است که بهتر است به همه ی آنها بپردازیم بیاییم یک سری از الگوهایی که داشتیم را تغییر بدهیم همین بحث هوش ایرانی و بلندگرایی بعضی از افراد در جامعه و این چیزها را بگذاریم کنار. ما اگر می خواهیم این کار را بکنیم به چیزی می خواهیم برسیم یا نه بعضی از الگوها را باید فراموش کنیم من حالا نمی دانم ولی حالا خودتان خوب جای گفتنش نیست شاید نشود گفت ولی قطعاً همه شما می دانید منظور من چه چیزی است.

بالای صفحه

صحبت هاي آقای سید یاشار بهشتی سردبیر نشریه عمران دانشگاه شریف (لزوم وجود محرك و انگيزه براي مشاركت جوانان با توجه به مشکلات موجود در زمینه آينده مبهم جوانان تحصيل كرده و خروج آنان از كشور)

 احساس می کردم اینکه این الگو برای ادامه نیاز به یک محرک دارد یعنی دقیقاً همین که دوستم گفتند و من بیشتر از این اشاره نمی کنم. چون واقعاً کسانی که می خواهند بیایند کار کنند نیاز به یک هدف دارند. حالا اینکه دوستمان آمدند گفتند که پشتکار غربی ها خوب است مثلاً گفتم خوب نه واقعاً پشتکار هم چیزی نیست که ارثی باشد. آنها می دانند اگر کاری بکنند حمایت می شوند برایشان آینده نکته ی مثبتی است خوب قطعاً قدم در این راه می گذارند. عرض کنم به خدمتتان یکی از دوستان یک انتقادی کرد ولی یک مثال خوب نزد من به نمایندگی از همه ی شریفی ها باید دفاع کنم اینجا که گفتند که دلار گران می شود نه شریفی ها وضعشان خوب است و اینکه تنها دلیلی که این دوستان ما دارند می روند حالا من خودم کنکور ارشد داده ام من می مانم، اینکه اینها ترس از این دارند که آیا در این مملکت حقشان خورده می شود یا نه. فرضاً یک آدمی می آید دانشگاه شریف کارشناسی می خواند ارشد می خواند چه انتظاری دارد که در این مملکت بماند چرا نرود مثلاً در کانادایی زندگی کند که مسلم حق علمی که دارد را می دهند نه اینکه برود در شرکتی که حالا اسم دانشگاه آزاد بد در رفته است اصلاً اینطوری نیست در دانشگاه آزاد هم آدم باسواد است هم آدم بی سواد است و در شریف هم همینطور است. چرا آدمی که احساس می کند در یکی از بهترین دانشگاه ها تحصیل کرده است  حالا به خاطر نبود سرمایه اش باید برود زیر دست بشود. که آقا هر کسی به اندازه ی چیزی که هست بتوانند در این مملکت بتواند سهم ببرد نه با سیاست نه با باند بازی با همه ی اینها باید مبارزه بشود. عرض کنم خدمتتان که یک دوستمان هم گفتند که اخلاق را از دست دادند ولی خوب دوستمان اشاره کردند که اینطور نیست شاید در مسائل دیگری باشد که حالا در مورد پوشش و این طور چیزها پیش می آید ولی خوب از همین رانندگی در خیابان هم بگیرید تا جرم و جنایت که مثلا تعداد پلیس ها و تعداد حالا هر چیزی که بخواهی در نظر بگیری. ولی خوب اخلاق فقط مسائل جنسی نیست. یک سؤال دیگر هم برایم پیش آمد خیلی دوست دارم جواب بدهید اینکه چرا چهار تا دوربین اینجاست. آیا این اصلاح الگو هست.

آقای متقیان:

برای مستند سازی است من گفتم همان ابتدا که بحث اصلاً تبلیغاتی نیست بنا بر تبلیغات هم نداریم و دوستانی که هم اهل نشریه هستند خبر این جلسه را منتشر نکنند که حتی این را هم تأکید کردم. ما می خواهیم مستند سازی کنیم که خطایی هم که بنده کردم در واقع آن خطای خودم هست بگویم من دو گروه دعوت کردم می گویند آشپز که دو تا شد غذا یا شور می شود یا بی نمک امروز برای اینکه بی نمک نشود شور شد ما در واقع بنده یک گروه را دعوت کردم دوستان هم یک گروه را دعوت کردند.

مسئله ی تعریف الگو اسلامی ایرانی پیشرفت حالا چرا پیشرفت است توسعه نیست. چرا اسلامی است ایرانی است و چرا الگو. کتابهایی که تقدیم شما کردیم اگر دوستان عزیز فرصت کنند دستورات مقام معظم رهبری را بخوانند ایشان دلایل این کار را که چرا پیشرفت به جای توسعه آمده است چرا ایرانی اسلامی نیست و اسلامی ایرانی گفته شده است. در واقع هم ایرانی اسلامی گفته شده است هم اسلامی ایرانی گفته شده است نام مرکز ما اسلامی ایرانی است و این را هم اگر شما بخوانید فکر می کنم می توانید به سؤالهای تان پاسخ داده اید. عرض شود خدمت عزیزان که ما وقتمان کم است داریم به اذان نزدیک می شویم. چهار نفر وقت گرفته اند دوستان می خواهید خدمتتان باشیم وقت نداریم. جناب آقای فرزاد واعظ، بعد من خواهش دارم که کوتاه صحبت کنیم به وقت نماز رسیدیم هم دوستان خسته شده اند که بتوانیم استفاده بیشتری بکنیم یکی از خانمها می خواهد صحبت کند وقت دارد.

بالای صفحه

صحبت‌هاي آقاي فرزاد واعظ از دانشکده فنی دانشگاه تهران (جابجايي ارزش ها و ضد ارزش ها و توجه ويژه به نظام آموزشي)

بسم الله الرحمن الرحیم

اولاً عذر خواهی می کنم از اساتید بزرگ و دوستانی که وقتشان را گرفتم. من دوتا نکته را به صورت کوتاه می خواستم اینجا ذکر کنم یکی اینکه الان یک فرصتی ایجاد شده است می خواهیم یک الگویی مطرح کنیم که برای کل اقشار جامعه راهبردی باشد به این نکته ها توجه کنیم که متاسفانه درجامعه ی ما بعضی ارزشها ظاهر و قالب ضد ارزش را گرفته است و بعضی ضد ارزشها ظاهر و قالب ارزش را گرفته اند حالا چه در جامعه ای مدنی مان بیرون دانشگاه و چه در دانشگاه متأسفانه دیدی که ما به عنوان یک دانشجو داشته ایم موقعی که وارد دانشگاه می شده ایم نسبت به دانشگاه به آن چیزی که بعد از دانشگاه و ورود به دانشگاه متوجه شدیم خیلی متفاوت بود. دوستان مطمئناً مصداق های زیادی در ذهنشان دارند که الان من خیلی نمی‌خواهم مطرح کنم. برای مثال الان خیلی عمل زشتی حساب نمی شود که در خیابان فرد به جای اینکه زباله را در سطل زباله بریزد در خیابان رها کند. یا مصداق های دیگر این یک مورد جزئی و سطح پایین بود که عرض کردم در دانشگاه خیلی زیاد نمی خواهم بگویم. یک مورد هم اینکه الان می خواهیم کشورمان را اصلاح کنیم و پیشرفت بیشتری داشته باشیم باید به نظام آموزشی و نظام دانشگاهی مان توجه ویژه ای داشته باشیم یکی از ایرادهایی که من از آن موقع که متوجه شدم برای چی تحصیل می کنم برای چه وارد دانشگاه شدم و تا الان دیدم اینکه به مسئله ی علمی کردن علم و شاید مثلاً به نوعی بشود که گفت استفاده صنعتی و کاربردی از آن علمی که در دانشگاه می خوانیم کمتر پرداخته می شود. از همان دوران ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان در دبیرستان تکیه بر این است که بچه ها یا در کنکور نتیجه کسب کنند یا در المپیاد یک سری زمینه های مثل جشنواره ی خوارزمی یا زمینه های دیگر برای ثبت اختراع هست ولی خیلی محدود است. یا در دانشگاه فقط کارهای علمی ما من حالا بیشتر تجربه بنده از خیلی از دانشجویان ارشد و دکتری کمتر است ولی خوب آن چیزی که در سطح کارشناسی می بینم بیشتر محدود است به کارکردن با یک سری وسایل آزمایشگاهی و دوستان هیچ ایده ای یا طرحی ندارند که به این وسایل چطور قرار است در صنعت آینده حالا در کشورمان خارج از کشور چگونه قرار است نمود پیدا کند شاید هم علتش به نوعی همان که دوستان فرمودند فراهم نبودن زمینه برای کار صنعتی در حدی که ما داریم الان بحث می کنیم برای دانشجویان فارغ التحصیل دانشگاه های سطح بالای کشورمان اگر این زمینه یک کم بیشتر روی آن بازبینی شود و به کار عملی و عمل گرایی در نظام آموزش مان بیشتر بها داده شود قطعا نتایج بهتری خواهیم گرفت. و بحث اینکه حتی فرمودند فرار مغزها علتش این است که هیچ کس نمی خواهد خاک و وطن خودش را ترک کند و برود و در یک مملکت بیگانه زندگی کند ولی این دوستان احساس می کنند که اگر بمانند فرصتهای زیادی را از دست خواهند داد واقعاً آنقدر که علم و دانش کسب کرده اند در مملکت خودشان نمی توانند از آن استفاده کنند. اگر این زمینه ها فراهم بشود قطعا این مشکل هم برطرف  می شود.

بالای صفحه

صحبت‌هاي آقاي نيكوسخن از دانشگاه علوم اقتصادي (بيان ديدگاه در مورد رابطه اقتصاد اسلامي و كاپيتاليستي و عدم وجود يك الگوي اقتصادي اسلامي در جامعه)

سلام عرض می کنم خدمت حضار از دانشگاه علوم اقتصادي به همراه خانم خیابانی مزاحمتان شدیم. یک نکته ای عرض کنم یک سری از بچه ها آمدند صحبت کردند و اسم یک سری از مکاتب را آوردند یک چیزهایی را مشخص کنم کاپیتالیسم می گویند سرمایه داری، سرمایه داری، عین اسلام است کاپیتالیسم عین سرمایه گرایی است این نکته را مد نظر داشته باشید یک سؤال دیگر هم که ذهن من را به خودش مشغول کرد اینکه الان نگاه کنید واقعیت اقتصاد ما این است این مکتب شیکاگو است. اعتقادات آقای فریدمن است این الگوی اسلامی نیست در این مکتب پول حرف  اول را می زند بهره یا اینترست. کسانی که در این مکتب هستند چون پول دارند قدرت هم دارند حالا نمی دانم الگویی که تعریف می کنیم به هر شکلی که باشد من نمی دانم چگونه می خواهد بجنگد با چه سلاحی بجنگد این قدرت برود. و مطمئنم و من زیاد خوش بین نیستم. برای مقابله و پیروزی در مقابل همچنین غولی که در کشور ما ایجاد شده است. که این عین سرمایه داری است در کشور ما. سرمایه داری نه سرمایه گرایی.

بالای صفحه

صحبت هاي اقای داود عباسی از دانشگاه شاهد (طرح پاره ای از سوال ها پیرامون هدف از تدوین الگوي اسلامي ايراني پيشرفت و ضمانت اجراي آن)

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه ی عزیزان سلام عرض می کنم دو نکته ی خیلی کوتاه که از صحبتهای عزیزان برداشت کردم یکی این که هدف بود هدف کار که اصلاً الان جمع شدیم دور هم که مرکز الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت خوب به نظر من هدف باید دقیقاً مشخص بشود این که حالا راجع به الگوها بحث کنیم و این چیزها مگر تا حالا بحث نشده است؟ این همه بحث شده است ولی قضیه این است که کسی اصلاً مگر به حرف ما گوش می دهد. عرض کنم که حالا یک سری اندیشکده بود یک سری بحث ها مشخص شد و حالا به این نتایجی هم رسیدیم خوب حالا چه چیزی بشود؟ کسی مگر به حرف ما گوش می دهد و به جایی قرار است مگر برسد؟ مگر در این سی و سه سال راجع به این بحث ها کم صحبت شده است؟ مثلاً مگر این اولین همایش است که دور هم جمع شده ایم؟ هزاران بحث شده راجع به این چیزها و همه چیز هم مشخص شده است . ولی مگر کسی اجازه می دهد که این چیزها عوض بشود و آن نبود قدرت اجرایی که یکی از عزیزان گفت. یعنی اینکه آقا طرح مشخص است و راه حلی هم مشخص است ولی خوب چگونه باید اجرا بکنیم ؟ مگر به حرف ما گوش می دهند و یا آن کسانی که کار دستشان است آنها منتظر هستند ما اینجا دور هم جمع بشویم نظرمان را بگوییم مشخص بشود بعد آنها آن کار را انجام بدهند یا این جا دور هم بیهوده جمع شدیم مثلاً همین نبود قدرت اجرایی مثالی خیلی بارز آن که می توانم بگویم خودم دیدم در دانشگاه خودمان الگوهای ما چه چیزی شده. الگوهای ما مثلاً شده نمره گرایی و نمی دانم مقاله دادن. در صورتی که خود استادان هم می گویند نود درصدشان اصلاً ارزش علمی ندارند و کتابهای درسی‌مان که خود استادانمان که با آنها صحبت کردم و خودشان می گویند که مبتنی بر آن چیزی که الان جامعه‌ي‌مان نیاز دارد و علم روزمان نیست ولی خوب چرا نمی توانند تغییرشان بدهند؟  می گویند که دست ما نیست مثلاً این چیزی است که سی سال است که به ما گفتند که این کتابها را درس بدهيد مگر آن كساني كه دارند اين كتاب ها را تدوین می کنند از همین اساتید نیستند؟ این خوب یک نمونه‌ی خیلی کوچک بوده است. در کشور هم همین است تشکلهای زیادی جمع شوند بحث می کنند ولی کسانی که این چیزها را اجرا می کنند حالا اصلاً به حرف ما گوش نمی کنند و کار خودشان را انجام می دهند. و یک قضیه هم که یکی از دوستانمان گفت این بود که الان سی و سه سال بعد از انقلاب خوب ما یک انقلابی کردیم که انقلاب خوبی بود و نتایج خوبی گرفتیم ولی همیشه داریم به این انقلاب می نازیم که ما انقلاب کردیم فلان شد بهمان شد خوب این بحث‌ها درست است ما دیگر خسته شدیم از این بحث ها که تلویزیون گذاشته است. خوب حالا چه کار می کنید؟ قضیه چیست الان نشسته اید دور هم مثلاً یک بحث بکنید که آره انقلاب شد و دائم نماز جمعه و خطبه ها راجع به همین اصلاً چیز جدیدی نیست که آقا چه کار کنیم چرا از بقیه عقب هستیم؟ چرا مغزهای ما دارند فرار می کنند. چرا به حرفمان گوش نمی کنند. و این به نظرم اینکه اصل قضیه را مشخص بکنند که حالا فرض کنیم راجع به همه ی زمینه ها بحث کردید نظرهای مخالف و موافق را با همدیگر آمدند کنار هم به یک نتیجه ی متعددی هم رسیدیم که آقای فلان چیز درست است خوب آره درست شد الان بعد از این چه کار کنیم این را قاب کنیم بزنیم به دیوار چه کسی قرار است به حرفمان گوش بده این اصلاً به چه دردی می خورد. حالا در این رشته ها صحبت کردند حالا من بیشتر ذهنم رشته انسانی دارند ولی من خودم فنی هستم. مثلاً در زمینه های علمی در رشته های فنی مگر این بحث ها در دانشگاهها تا حالا انجام نشده؟ یعنی دقیقاً چیزی را که می خواهید پیاده کنید باید در دانشگاه ها پیاده کنید. من خودم  عضو تیم رباتیک دانشگاه مان هستم و به مدت دو سال است که آنجا کار می کنیم. خوب آنجا یک مجموعه ی خیلی کوچکی است که ما هزار تا مشکل داریم مثلاً استادی که خودش خیلی از علم و کار علمی و تحقیقات صحبت می کند، وقتی که بحث آن پیش می آید می بینم که اصلاً پشتیبانی نمی کند و بهانه می گیرد که من هم وابسته به بالا هستم و بودجه به من نمی دهند و از این حرفها به نظر من این باید مشخص بشود.

بالای صفحه

صحبت هاي اقای احمد سوری از رشته روابط بین الملل دانشگاه تربیت مدرس (بيان ديدگاه در مورد لزوم توجه به بعد بين الملل در تدوین الگو علاوه بر توجه به بعد داخلي)

بنام خدا

سلام خدمت دانشجویان و اساتید محترم می خواستم یک پیشنهاد بدهم نمی خواستم صحبت کنم ولی دیدم که در صحبت دانشجویان و صحبت شما بیشتر به مسائل خیلی جزئی یک سری نقدهای شاید بگویم سطحی که مثلاً فلان دانشگاه چطور است. فلان دانشگاه بودجه ندارد. كه همه اين در سطح داخل در سطح دانشگاه يا يك انجمن خاص مطرح شد. این مشکلات هست ولی من یک درخواست و یک پیشنهاد داشتم در سطح کلان در سطح بین المللی هم این طور چیزی ما داشته باشیم. چون که داریم یک الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت می دهیم که ممکن است بگویند آقا الگوی شما چه چیزی است؟ ما اصلاً می خواهیم از این استفاده کنیم از این الگوی شما. الگوی غربی خوب هست. خوب نیست  مارکسیسم چه چیز ی می گوید. لیبرالیسم چه می گوید. ما باید به سطح كلان بيشتر زمينه سازي كنيم از سطح كشور شروع كنيم و به سطح كلان و به سطح روابط بین الملل برویم و بگوییم چه حرفی می خواهیم بزنیم؟  چه الگویی داریم که آرمان انقلاب هم هست که انقلاب اسلامی ما دقیقاً موضوع آن مشخص نشده در این سی و چند سال که از انقلاب گذشته ما یک موضع جدی بگیریم و بگوییم آقا حرف ما این است. یک اجماعی بین دوستان گفتند  یک نقدی هم داشتم جامعه شناسی بودند چون که مرتبطیم گفتند. لازم نیست که بین اجماع نخبگان فکری و ابزاری جامعه باشد باید درسطح روستا و شهرهای کوچک و اینها باشد. یک نقدی هم كه این دوستمان داشتند. که این نیست باید با یک سری متخصص ما صحبت کنیم همین را بگویم که بعد جهانی بعد روابط بین المللی آن که ما می خواهیم چه چیزی بگوییم این چندی دیگر ممکن است الگوی ما بشود چه برنامه‌ریزی برای آینده داریم.

بالای صفحه

سخنان جناب آقاي دكتر فخرائي (سخنان پایانی جناب آقاي دكتر فخرائي و پاسخ به سئوالات حاضرين)

من خیلی از همه ی عزیزان متشکرم که زحمت کشیدند نظریات خودشان را فرمودند و محفل ما را گرم کردند و از عزیزانی هم که بعضی صحبتهایی کردند که یک کمی دلم اذیت شد باز هم تشکر می کنم. به خصوص آنهایی که بر می گشت به تحقیر خودمان چون ما به تعبیر مرحوم قیصر امین پور دوستم می گفت که حالا مثالی می زد غنچه به گل می گفت که یک چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده است. من چند تا پیراهن بیشتر از شما پاره کردم. یک هفت، هشت پیراهن در خارج از کشور در نقش های مختلف تدریس و تحقیق و کار صنعتی پاره کرده ام. این نیست. بچه ها از خودتان دور کنید نگاه منفی را. آدم نباید خودش را تحقیر بکند. اول به اصطلاح سنگی است که اگر انسان به خودش زد بعد خیلی خیلی چیزهای تحقیرامیز دیگر پیش خواهد آمد. قدر خودتان را بدانید و حالا آقای متقیان صلاح ندیدند که صحبت کنند راجع به تاریخ ایرانیها. برخورد ایران حتی به عنوان امپراطوری با کشورهای دیگر با همین سنگ نوشته های تخت جمشید نشان می دهد که  کارگرها آنجا حقوق می گرفتند در حالی که بروید اهرام مصر را ببینید که اینها باز به تعبیری کار می کردند ولی بردگی بوده است که در این مملکت اینگونه نبوده است. همان چند هزار سال پیش. لذا خودتان را کوچک نکنید، تحقیر نکنید. اگر مشکلاتی هم هست دل افسردگی‌هایی هم پیدا می کنید نتیجه اش تحقیر خودتان و ملیت‌تان نشود نه واقعاً بالا هستید. بزرگ هستید. من با تیمهای مهندسی ایرانی در یک محیطی که از حداقل پنج یا شش کشور دنیا بوده اند با افتخار کار کرده ام و حداقل در آن مورد خاص ادعا نمی کنم در تمام دنیا ایرانیها برتر هستند در آن مورد خاص هم برتر بودیم. برتر ایستادیم. عزیزان تقلای خوبی کردند. بحث اعتماد بحث بعضی انقطاع ها بحث بعضی نداشتن ارتباطات. در کنگره ما برای این جور چیزها هم جمع شده ایم که این ارتباطات را برقرار کنیم انقطاع‌ها را سعی کنیم از بین ببریم و قدر خودمان را انشاءالله بدانیم جایگاه خودمان را فرهنگ خودمان را البته بله اگر ما ادعا کنیم که سرمان سر شیر و دممان دم فیل است به جایی نخواهیم رسید. اما یک انسان ایرانی آزاده‌ی مسلمان هستیم. چرا می گوییم مسلمان خوب برای اینکه نود و نه درصد جمعیت ما این را به عنوان یک راه و یک فکر نه به عنوان یک تبختر یا عصبیت  قومی انتخاب کرده ایم. به عنوان یک راه است یک فکر است یک آرمان است که با آن توانسته ایم راه را تا اینجا برویم امیدوار هستیم که انشاءالله تا آخر برویم دعوت ما هم برای همین است که انشاءالله تشریف بیاورید این بحثها صحبت‌ها و گفتگوها را ادامه بدهیم. اما چه می شود و به کجا خواهد رسید قطعا امیدوار هستیم که انشاءالله آینده‌مان از الان بهتر خواهد بود برای اینکه کسانی که این تصمیم ها را می گیرند دل شما را آزرده می کنند خود شماهایی هستید که ده سال بعد یادتان می رود که وقتی دانشجو بودید چه مسائلی داشتید چون ما ایستادیم حالا در دانشکده و نسل های مختلف شما را می بینیم این را ملاحظه می‌کنیم. ولی همان که امروز حرف شمای دانشجو را نمی‌خواند ده سال قبل جای شمای دانشجو نشسته بود این عدم ارتباط و انقطاع نسلی باید از بین برود. ارتباط برقرار بشود. صحبت‌ها و همدلی‌ها برقرار بشود و هم‌افزایی کنیم. انرژی‌هایمان توانایی‌هایمان را به آن بهترین حدی که می توانیم برسیم. من فکر می کنم تحلیل ما این است که ما مثلا از ده درصد قدرت بچه هایمان را استفاده می کنیم تا صددرصد رساندن می دانید سخت است مثلا منابع طبیعی ما، نفت زیر زمینی ما 20 تا 25درصد استخراج و استفاده می شود می گویند اگر کار کنیم مثلا می شود 35 درصد من فکر می کنم منابع انسانی مان را از ده درصد تا 70 یا 80 درصد برسانیم مملکت ما زیر و رو خواهد شد متحول خواهد شد همه ی ما نقش متفاوتی پیدا خواهیم کرد. این امیدی است که انشاءالله داریم که به آن برسیم اگر دوست داشتید اگر صلاح دیدید اگر تشریف آوردید انشاءالله در این محیط فقط می خواهیم این مطالب را صحبت کنیم و حداقل ما قول می دهیم که حرفهایتان را بشنویم و انشاءالله در حد توانمان سعی کنیم که دسته بندی کینم جمع بندی کنیم و منطقی کنار هم دیگر بگذاریم و خوب و بدش را کنار هم بچینیم و عرضه کنیم در محافلی و مجالسی که دانشمندان کشورمان انشاءالله باید بنشینند و تجارب دنیا را برای طرح آینده بهتر استفاده  بکنیم. جمع بندی بکنیم یعنی ما از تجارب دنیا استفاده کنیم. یک اشکال ما این است که خیلی زیاد و متفرق و پراکنده از مطالب مختلف استفاده می کنیم اینکه اینها را کنار هم بگذاریم و به یک اجماع برسیم هدف این بحث ها است همه شما را به خدای بزرگ می سپارم انشاءالله ما در خدمتتان هستیم. عزیزی دوست داشت راجع به نشریه کمک بدهد به خصوص راجع به وب و وبگاه درست کردن باز ما کمک لازم داریم و همچنین ما بعضی از خانمها را تقاضا داریم که در دبیرخانه به عنوان همکار به ما کمک بدهند که ارتباطات وسیع تری با خانمهای دانشجو بتوانیم راحت تر برقرار کنیم از نظر شناسایی و آشنا بودن و زبان ارتباطی مناسب داشتن اگر که تشریف بیاورید همین الان هم در خدمتتان هستیم که انشاءالله در این دبیرخانه به ما کمک کنید همین بچه هایی که هستند باز از همین دانشگاه های اطراف  هستند و از خودتان هستند انشاءالله تشریف بیاورید و به ما کمک بدهید به خدا می سپارمتان.